الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

128

الغدير ( فارسي )

نافرمانى از ما ، به در شدن از كيش است و فرمانبرى از ما ؛ بودن در راه راست . آيا كسى هست كه از زبانه كشيدن آتش دوزخ بهراسد و ما را به اميد رستگارى يارى دهد و از خدا پروا كند ؟ آرام به آبها مىنگرد و به اميدى كه خود را به آن برساند ولى چون به راه مىافتد جلوى او را مىگيرند . مانند على در ميانشان به تاخت مىپردازد كه گوئى خواهد با نيزه اش سر و سينهء دشمنان را يكباره درهم بكوبد . - همچون رفتار پدرش ، شير مرد روز خيبر و نيز بدر و سپس احد شمشير برنده اش كه ميان سينهء شيران فرو مىرود - از سرهاى بريده - درياى خون به راه مىاندازد و از جزر ( كشتار ) آنان آب اين دريا را مىافزايد و مد پديد مىآرد . ( 1 ) به سوى كودكان و خانواده اش بر مىگردد ولى افسوس كه تيغ آهن شكاف مرگ ، لبه اش كند نمىشود و خراش برنمىدارد مىگويد : درود بر شما كه براى بدرود آمده ام اينك زندگى به پايان آمده و نويد پيوستن به آستان خداوند نزديك شده . خواهرم بشنو كه اگر مرگ ، مرا دريافت سيلى بر چهره مزن و گونه را مخراش . اگر كشته شدن من بار رويدادى سهمناك را بر دل تو نهاد . و اندوه و داغ از دست دادن من بسى گرانى نمود

--> ( 1 ) سراينده با به كار بردن واژهء دو پهلوى جزر ( كشتار فروكش كردن آب دريا ) هنرنمائى كرده است ( بنگريد به زيرنويس ص 45 ) .