الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
124
الغدير ( فارسي )
ستايشهاشان به شيرينى انگبين است و بخششهاشان مشگ آلود مرغزارهاشان سيراب مىشود و سراهاى بهارىشان جاى ديدار است هر كه آنان را از چگونگى روزگارش آگاه كند او را در مىيابند و ستارهء بختشان بسى روشن است با ميهمان و روزى خواهنده اى كه هر چه داشته از دست داده و آه ندارد تا با ناله سودا كند جوانمردى مىنمايند . هر كه آرزوئى از آنان خواست به نيكو جائى اميد بسته و چون به انجمن آنان پا نهاد كمك و يارى دلخواه را مىيابد . در ميان همهء آفريدگان پدر و مادر و نياى پاك و پاكيزه اى دارند و خود نيز به اين گونه اند به فرخندگى نام ايشان خرسندى و نيكى مىخواهيم و با ياد آنان رنج و زيان را از خود دور مىداريم به سوى جوانان و مردانش برگشت و گفت : هان ! مرگ بر ما آسان شده ! سخت بكوشيد ! پس همچون سنگ و آهنى كه به يكديگر رسد آتش جنگ از ميانه جستن كرد و هر جوان چالاك به خونخواهى رهسپار گرديد و به اين سان - دلير مردان خوشخوى - كه همهء برترىها را در خود گرد آورده و جائى به كاستى و كژى نداده و هيچ چيز ، آنان را از راهى كه پيش گرفته بودند نمىتوانست برگرداند - كوس جنگ كه زده شود ، دشمن را گرفتار مىكنند و گاه بخشندگى مهار نويد را رها مىدارند .