الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

101

الغدير ( فارسي )

با اين همه - و در ميان اين دو گروه - چندان از منشهاى برجستهء او پراكنده شد كه از شمردن آن ناتوانيم . پيشوائى كه در پيشانى سپهر سرفرازى اخترانى دارد كه چندان بالا رفتند تا نگاه هيچكس به آنها نتوانست رسيد . شاخكهاى ستارهء سماك را پايگاهى براى آواز دادن شناختند و همچون گلوبند به گردن جوزاء ( 1 ) آويختند برترىهائى كه چون بدرخشد هر دردى را درمان خواهد كرد ، پاكيزه مىشود و با بوى خوشش همهء ديدگاه‌ها را پاكيزه مىنمايد رهبرى كه - هنگام سخن از او - انديشه به سرگردانى مىافتد . تا او را پرستيدن گيرد و مهر او را بر زبان آورده در اين راه تلاش كند پيشوائى بزرگ كه گوهرش همهء جوانمردىها را در بر مىگيرد و نامهء فرود آمده از آسمان كه ياد خدا در آن است ستودگى او را گواهى مىكند . درود خدا بر او باد ! و تا كى ؟ تا آنگاه كه كسى از دوستداران ، نام او را بر زبان مىراند - كه اين ويژگى در برسى جاودانه است - » و هم او است كه دربارهء سرور خاندان پيامبر - فرمانرواى گروندگان بر او و ايشان درود باد - گويد : ‹ 11 › « اى ماه ناآشناى رجب و اى با شكوه ماه رجب ! ( 2 ) - چنان كه گفته‌اند - رازى پوشيده را هويدا ساختى

--> ( 1 ) از برجهاى فلكى و واژهء آن نيز براى گوسفند سياه ميان سفيد به كار مىرود . ( 2 ) واژهء ماه را من در برگردان پارسى افزوده‌ام و اگر درست باشد مىرساند كه سراينده ، زاده شدن على در ماه رجب را در پيش چشم دارد و شايد هم بگوئيم روى سخن او با خودش ( حافظ رجب ) است كه به پندار خويش رازهائى سرپوشيده را دربارهء خاندان پيامبر آشكار ساخته است .