الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

40

الغدير ( فارسي )

حج مانند اين : و معنايش اينستكه اهل جاهليت بودند كه تمتّع را جايز نميدانستند و نميديدند عمره را در ماه‌هاى حج مگر هرزه گى و عياشى ، پس پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله بيان فرمود كه خداوند تشريع فرمود : عمره را در ماه‌هاى حج و تجويز كرد متعه را تا روز قيامت ، سعيد بن منصور آن را روايت كرده از گفته طاووس و زياد كرده در آن ، پس چون اسلام آمد امر كرد مردم را كه عمره كنند در ماه‌هاى حج ، پس داخل شد عمره در ماه‌هاى حج تا روز قيامت و مخالفت كرد ابو ذر را على عليه السلام و سعد و ابن عباس و ابن عمر و عمران بن حصين و ساير صحابه و ساير مسلمين ، عمران گويد : ما متعه ميكرديم با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و قران درباره آن نازل شد پس نهى نكرد ما را رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از آن و آيه اى آن را نسخ نكرد ، پس مردى برأى خودش آنچه خواست گفت مورد اتفّاق همه است . و سعد بن ابى وقاصّ گويد : ما كرديم با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را يعنى متعه را و اين يعنى آنكه نهى از آن كرد در آن روز كافر بعرش يعنى خانه مكَّه بود ، مسلم آن را روايت كرده ا ه ، مقصود به آن معاويه ابن ابى سفيان است چنانچه در صحيح مسلم است پس رأى خليفه و امر آن بعمره در غير ماه‌هاى حج برگشت برأى جاهليت است چه قصد كند يا نكند ، زيرا كه اهل جاهليّت همچنانكه شنيدى مردمى بودند كه نميديدند عمره را در ماه‌هاى حج ، ابن عباس گويد : قسم به خدا كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عمره نبرد عايشه را در ذى حجه مگر آنكه قطع كند به اين امر اهل شرك را ، و گويد : آنها بودند كه عمره در ماه‌هاى حج را از بدترين