الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
29
الغدير ( فارسي )
ميكنم . اين خطبه عمر در دو متعه از مطالب مسلَّمه نزد اهل سنّت است با الفاظ ياد شده است مگر اينكه احمد امام حنبلىها حديث را نقل كرده بلفظ دوّم براى جابر و حذف كرده از آن چيزيرا كه خيال كرده خدمتى براى مبدأ ( خليفه ) است و لفظ آن اينست پس چون عمر . . . متولى خلافت شد مردم را خطاب كرد و گفت : بدرستيكه قرآن همان قرانست و رسول خدا هم همان رسول است و آن دو متعه بودند بر عهد و زمان رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله يكى از آن متعه حج بود و ديگرى متعه زنان . 3 - حافظ ابن ابى شيبه از سعيد بن مسيب نقل كرده و گفته كه عمر نهى از دو متعه كرد متعه زنان و متعه حج ، الدر المنثور ج 2 ص 140 ، كنز العمال ج 8 ص 293 نقل از مسدّد . 4 - طبرى از عروه بن زبير نقل كرده كه او بابن عباس گفت هلاك كردى تو مردم را گفت براى چه ، گفت فتوا ميدهى ايشانرا در دو متعه و حال آنكه ميدانى كه ابو بكر و عمر از آن دو نهى كردند ، پس گفت آيا جاى تعجب و شگفتى نيست كه من او را از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حديث ميكنم و او از ابو بكر و عمر مرا خبر ميدهد ، پس گفت آن دو داناتر بسنت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و پيروتر از تو به آن بودند ، كنز العمال ج 8 ص 293 ، مرآه الزمان سبط حنفى ص 99 . 5 - راغب در محاضرات ج 2 ص 92 گويد : يحيى بن اكثم به شيخى در بصره گفت بچه كسى اقتدا كردى در جواز متعه گفت بعمر بن خطاب ، گفت چطور و عمر سختترين مردم بود در متعه گفت :