الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

23

الغدير ( فارسي )

گفت اى عريّه برو از مادرت به پرس ، پس عروه گفت اما ابو بكر و عمر صيغه و متعه نكردند ، پس ابن عباس گفت به خدا قسم نميبينم شما را كه دست از نهى و منعتان برداريد تا آنكه خداوند شما را عذاب كند ما شما را از پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله حديث ميگوئيم و شما ما را از ابو بكر و عمر خبر ميدهيد . حواله دادن ابن عباس فصل داورى را بر مادر عروه بن زبير اسماء دختر ابو بكر براى اين بود كه زبير او را صيغه كرده بود و او عبد الله بن زبير را براى او زائيده بود . راغب در كتاب محاضرات ج 2 ص 94 گويد عبد الله بن زبير سرزنش و ملامت كرد عبد الله بن عباس را بحلال دانستن صيغه پس ابن عباس به او گفت برو از مادرت به پرس چگونه منقل بخور و آتش روشن شد بين او و بين پدرت زبير ، پس او را سئوال كرد ، پس گفت من تو را نزائيدم مگر در صيغه بودن بپدرت . و ابن عباس گفت اوّل منقليكه روشن شد در متعه منقل آل زبير بود . مسلم در صحيح خود ج 1 ص 354 ، از مسلم القرى نقل كرده كه گفت : پرسيدم از ابن عباس از متعه حج پس رخصت داد در آن و بود ابن زبير كه نهى از آن ميكرد ، پس ابن عباس گفت : اين مادر پسر زبير است كه حديث مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در آن رخصت داد پس برويد بر او وارد شويد و از او به پرسيد ، گويد : پس ما داخل بر او شديم پس برخورد كرديم بزن چاق كور ، پس گفت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رخصت در آن داد . مسلم به اين عبارت آن را از دو طريق نقل كرده سپس گفته : پس