الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
9
الغدير ( فارسي )
5 - از محمد بن عبد الله روايت شده : كه شنيد سعد بن ابى وقاص و ضحاك بن قيس در سالى كه معاوية بن ابى سفيان حج كرد آنها گفتگو درباره تمتّع عمر به حج ميكردند پس ضحاك گفت : اين كار را نميكند كسى مگر آنكه نادان باشد امر خداى تعالى را پس سعد گفت چه اندازه بد گفتى اى پسر برادرم ، ضحاك گفت : پس بدرستيكه عمر بن خطاب نهى از اين كرد . سعد گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اين كار را كرد و ما هم با آنحضرت تمتّع به حج نموديم . مدارك اين حديث : موطاء مالك ج 1 ص 148 ، كتاب ام شافعى ج 7 ص 199 سنن نسائى ج 5 ص 52 ، صحيح ترمذى ج 1 ص 157 ، پس گفت : اين حديثى صحيح است احكام القران جصاص ج 1 ص 335 ، سنن بيهقى ج 5 ص 17 ، تفسير قرطبى ج 2 ص 365 و گفت : اين حديث صحيح است . زاد المعاد ابن قيتم ج 1 ص 84 و ياد نموده صحيح دانستن ترمذى آن را ، مواهب اللدينه قسطلانى ، شرح مواهب زرقانى ج 8 ص 153 . 6 - از سالم روايت شده كه گفت : من نشسته بودم با پسر عمر در مسجد كه مردى از اهل شام آمد . پس از او پرسيد از تمتّع عمره را به حج ، پس پسر عمر گفت : خوب زيباست . گفت : پدرت بود كه از آن نهى ميكرد ، پس گفت : واى بر تو اگر باباى من از آن نهى ميكرد اما رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آن را مينمود و به آن امر ميفرمود ، آيا بگفته پدرم عمل كنم يا بفرمان پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بلند شو