الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
5
الغدير ( فارسي )
تصريح كرده به آن كه عمر بود كه مردم را از حج تمتّع نهى ميكرد . و ابن حجر گويد : در فتح البارى ج 4 ص 339 و اسماعيلى آن را از بخارى نقل كرده همينطور پس آن عمده حميدى و بخارى بود كه اشاره به اين كرد بروايه حريرى از مطرف و در آخرش گفت : مردى برأيش گفت آنچه ميخواست ، يعنى عمر چنين بود در اصل كه آن را مسلم نقل كرده و ابن التين گويد : محتمل است كه قصد كرده عمر يا عثمانرا . و كرمانى بعيد دانسته و گفته مقصود از آن عثمانست و بهتر آنست كه تفسير بعمر شود زيرا كه او اول كسى بود كه از آن نهى كرد و كسانى كه بعد از او بودند او را در اين پيروى كردند . پس در صحيح مسلم است : كه پسر زبير نهى از آن ميكرد و ابن عباس امر به آن مينمود ، پس از جابر پرسيدند پس اشاره كرد كه اوّل كسى كه نهى از آن كرد عمر بود . و قسطلانى در ارشاد ج 4 ص 169 گويد : مردى برأى خودش آنچه خواست گفت ، و او عمر بن خطاب بود . نه عثمان بن عفان براى آنكه اول كسى كه نهى از آن كرد عمر بود پس كسانى كه بعد از او آمدند در اين مطلب پيرو او بودند پس در صحيح مسلم تا آخر كلمه ابن حجر ياد شده است . و نووى در شرح مسلم گويد : او عمر بن خطاب بود براى آنكه او اوّل كسى بود كه نهى از متعه كرد پس كسى كه بعد از او بود از عثمان و غير او در اين مطلب پيرو او بودند . لفظ دو شيخ : ما متعه ميكرديم با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و درباره آن قران نازل شده ، پس هر آينه گفت مردى برأى خودش آنچه