الشيخ محمد آصف المحسني
94
عجايب ومطالب (فارسى)
و مادر هردو كار مى كنند و بنا براين ساعات زيادى را دور از كودكان خردسال خود در خارج از خانه به سر مى برند . اين قبيل والدين در ساعات غيبت از خانه معمولا كودكان را به دست پدربزرگها و مادر بزرگها و يا همسايه ها مى سپارند و اين افراد نيز يا به دليل تفاوت سنى زياد و وجود شكاف گسترده نسلى و يا به دليل عدم اطلاع ساعات كمى را به گفتگو با كودكانى كه مسئوليتشان را تقبل كرده اند ، مى گذرانند و در عوض سركودكان را به بازى با اسباب بازيها و يا تماشاى تلويزيون سرگرم مى كنند . به اين ترتيب كودكان خردسال در ايامى كه استعداد فراگيرى زبانشان در اوج خود قرار دارد ، مكانيزمهاى لازم براى رشد اين استعداد را به كار نمى اندازند و بخشهايى از مغزشان كه وظيفه تكلم و استدلال را برعهده دارد رشد ناكرده باقى ميماند . كودكانى كه قوه تكلمشان به طور عادى رشد كرده در هيجده ماهگى مى توانند اشيايى را كه از آنها پرسيده مىشود ، نشان دهند و برخى فرامين ساده را به انجام برسانند و لااقل ده كلمه معنادار ادا كنند و مدتها با خود حرف بزنند بى آنكه حرفهايشان معناى مشخصى داشته باشد . در دوسالگى كودك بايد بتواند اعضاى بدن خود را كه از او سوال مىشود نشان دهد و تا بيست كلمه معنادار را برزبان آورد و كلمات ساده را براى ساختن جملات ساده بگويد . كودك درسن دوسال و نيم مىتواند داستانها و گفتگوهاى كوتاه را درك و دنبال كند جملات سه كلمه اى بسازد و شروع به پرسيدن برخى پرسشها نمايد و برخى اشعار ساده را فرا گيرد و تكرار كند .