الشيخ محمد آصف المحسني
64
عجايب ومطالب (فارسى)
حكمى ندارد كه هدف از خلقت انسان هدايت تشريعى باشد ، عقل اين قدر درك دارد كه فعل خدا خالى از مصلحت نيست و آن مصلحت به ذات حق عايد نمى گردد چون او غنى بالذات است ، و اما اينكه آن مصلحت تكامل تكوينى انسان است يا اعمار زمين از راه علوم مختلف و صنايع است ، يا مجرد معرفت پروردگار و يا به ضميمه اطاعت از دين ؟ عقل ساكت است و راهى براى درك آن ندارد بنابراين ، دليل عقلى برلزوم بعثت انبياء وجود ندارد ، و تنها وقوع آن مدلل است و بايد به آن ايمان آورد و اطاعت كرد . سه موضوع ديگر اگر انسان براى اعتقاد و عمل به دين آفريده شده بود ، حكمت الهى تقاضا مى كرد راه شناخت دين برحق كوتاه و روشن مى بود و طبعاً فراگير مى شد ، كه چنين نيست و بجز غالب زمان حضور انبياء ( ع ) اثبات قطعى دين براى معظم انسان ها روشن نبوده و نيست ، اگر از مبالغات جمعى از نويسندگان بگذريم اثبات نبوتها هميشه نظرى و به غايت پيچيده بوده و است و جز متخصصينى كه همه عمر خود را در اين راه صرف كرده اند ، بقيه به آن دسترسى ندارند . مطلب ديگر اينكه پايان اديان آسمانى و نسخ آنها هرچندحق است ، ولى چندان روشن نيست و در متن اديان زمان معين و علامات مشخصى براى پايان آن ذكر نشده است . لذا بين پيروان اديان منسوخه و اديان ناسخه هميشه نزاع و خونريزى و حداقل بدبينى وجود داشته و دارد . سعدى در گلستان مى گويد :