الشيخ محمد آصف المحسني
56
عجايب ومطالب (فارسى)
علم تنها از آن خداوند است و غير از خدا در نادانيهاى خود زمزمه ميكنند خاكى و علوم چه مناسبتى دارد تلاش مىكند كه بداند كه نميداند ! ابوعلى سينا دانشمند شهير مى گويد : دل اگرچه در اين باديه بسيار شتافت * يك موى ندانست ولى موى شكافت راست است كه موشكافى صورت گرفته ، ولى معناى موشكافى جز توسعه دامنه سوالات بى جواب چيزى نبوده است . حال كه از سوالات فرعى فارغ شديم بر مى گرديم به بقيه سوالات اصلى : 4 - مسلما علاقه تدبيرى روح به بدن در حالت خواب ، نه به طور كامل برقرار است و نه به طور كامل قطع شده است چون مرده غير از خوابيده است . سوال مهم اين است كه علت فيزيكى خواب چيست « 1 » و
--> ( 1 ) . در علت خواب اقوالى وجود دارد : 1 - خواب نتيجه انتقال خون زياد از مغز به اجزاى ديگر بدن است . 2 - فعاليتهاى جسمانى سبب جمع شدن مواد زهرى خاص در بدن مىشود و همين امر بر سيستم عصبى اثر مى گذارد و حالت خواب را بوجود مى آورد . 3 - دستگاه فعال عصبى مخصوصى كه در درون مغز است و مبدأ حركات مستمر اعضاء مى باشد در اثر خستگى زياد تعطيل و خاموش مىشود . ( اولى علت فيزيكى ، دومى علت كيميايى ( شيميايى ) و سومى علت عصبى ) در اينكه يكى از عوامل و همه آنها سبب ضعف علاقه روح به بدن مىشود دليل قناعت كنندهاى اقامه نشده ، ولى به هرحال مسلما خواب معلول ضعف اتصال روح به بدن است و هيچ شكى نيست كه مىشود علل فوق همه يا بعضى از آنها و يا يك علت ديگر مادى عامل تعضيف اتصال روح به بدن باشد .