الشيخ محمد آصف المحسني
76
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)
از ثرى تا به ثريا به عبوديت او * همه در ذكر مناجات و قيامند و قعود صاحب بن عباد رساله مسمى به « ارشاد » در احوال ايشان را بعضى از علما تأليف كرد ، اينك بعضى از احوال اورا از رساله مذكور نقل مىنماييم ؛ زيرا اسماعيل صاحب ابن عباد از اعاجيب عصر خود بود . از ابن خلگان و غير او نقل شده كه ميلاد صاحب در سنه 326 هجرى در ماه شوال بوده ، و فوت او در سنه 385 يا سنه 387 بوده و در زمان مؤيد الدولة و فخر الدولة به منصب وزارت نائل آمده بود ، با فضل و علم كمال بود . و از شهيد ثانى ( ره ) نقل شده كه در بعضى اوقات تلامذه و شاگردان او يكصد و بيست هزار نفر از محدثين بودند ، و 6 نفر كلمات او را به صوت بلند براى متعلمين مذكور مىرسانيدند ، و فطانت او به حدى بود كه روزى با اصحاب خود نشسته بود كه سه زن از ترس گزيدن سگ فرار مىكردند ، صاحب فرمود يكى باكره ديگرى شيردهنده و سومىباردار است ، شخص حاضر از اين كلام متعجب شد وقتى استعلام حال آن سه زن را كرد فهميد چنان بوده كه صاحب فرموده ، به صاحب عرض كرد از كجا دانستيد ؟ فرمود چون هر كسى عزيز ترين چيزى خود را طبعا حفظ و حراست مىكند و بكارت از براى باكره و حمل از بار حامله و پستان از براى شيردهنده از عزيزترين اشياء است ، من ديدم يكى دست بر فرج و دومى دست بر پستان و سومى دست بر شكم مانده بود . از كشكول نقل شده صاحب را مخرج كلمه « رأ » فصيح نبود ، و اين عيب را هميشه پنهان مىنمود ، وقتى شاه امر كرد منشى خود را كه فرمانى بنويسد تا به سنگ نقش نمايند و حوالى چاهى كه از براى مترددين در راهى حفر نموده