الشيخ محمد آصف المحسني

412

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)

ظاهراً به قرينه سياق آيات مراد از امر ، امر تشريعى نيست ، بلكه فرمان تكوينى است ، و بر دفعى بودن امر يا متعلق آن به آيه مباركه « وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ » . ( القمر / 50 ) . ( و فرمان ما يك امر بيش نيست ، همچون يك چشم بر هم زدن ) . نيز استدلال شده است . و همچنين به آيه مباركه : « بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » ( البقرة / 117 ) . هستى بخش آسمانها و زمين اوست ! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند ، تنها مىگويد : « موجود باش ! » و آن ، فورى موجود مىشود . و آيه : « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » ( يس / 82 ) . فرمان او چنين است كه هر گاه چيزى را اراده كند ، تنها به آن مىگويد : « موجود باش ! » ، آن نيز بىدرنگ موجود مىشود . و آيه « كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . ( آل‌عمران / 47 ) . « خداوند ، اين گونه هر چه را بخواهد مىآفريند ! هنگامى كه چيزى را مقرّر دارد ( و فرمان هستى آن را صادر كند ) ، فقط به آن مىگويد : « موجود باش ! » آن نيز فوراً موجود مىشود . و آيه : « إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » ( مريم / 35 ) . هر گاه چيزى را فرمان دهد ، مىگويد : « موجود باش ! » همان دم موجود مىشود . و آيه : « إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » ( النحل / 40 ) . ( رستاخيز مردگان براى ما مشكل نيست ؛ زيرا ) وقتى چيزى را اراده مىكنيم ، فقط به آن مىگوييم : « موجود باش ! » بلافاصله موجود مىشود . مؤلف : كلمه " امر " در آيه اول اين چهار آيه ، و آيه سوم آن ، " مفعول " فعل قضى مى باشد كه مراد شيء نكره - چه مادى و چه غير مادى باشد - و به هيچ وجه از آن امرى كه مقابل خلق در آيه گذشته ( أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ . ( الأعراف