الشيخ محمد آصف المحسني

409

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)

بدايع محير العقول را كه علوم تجربى در اين دو سه قرن اخير آن ها را در انسان ها و حيوانات و نباتات و كهكشان ها و حتى در جمادات و ابر و باد و باران و آب به نمايش گذاشته ، به وجود آورد ؟ مغز انسان و روح او محصول حركت ماده جامد باشد ؟ يك در صد احتمال آن نمىرود . در همه چيز مظاهر اراده و اختيار و حكمت و علم و قدرت خداوند مشهود است . رابعاً به هر چيزىكه بى اول و بى سبب بگوييم ، در فلسفه به آن « واجب الوجود » و « ضرورى الوجود » گفته مىشود و قابليت تحول و تغيير و كمى زيادتى را ندارد ، و محل عوارض نيست . بنابر اين اگر خالق مختار جهان را به حساب نياوريم ، عروض حركت ها و تغييرات حادثه را كه منجر به تبديل شدن ماده به انرژى و بالعكس مىنمايد و مواد را به مواد ديگر تبديل مىكند ، به چه وسيله و كدام اسباب مىتوانيم مستند سازيم ؟ ! نفس تبديل شدن ماده به انرژى ، دليل بر عدم ازليت آن است . ( دقت كنيد ) . ايراد و جواب آن ايراد : قانون « بقاء و حفظ ماده » - كه ماده تلف نمىشود - مورد تسالم دانشمندان علوم تجربى است ، و نمىشودكه ماده از بين برود ، پس ازلى مىباشد . جواب : ما اين قانون را قبول داريم‌كه چيزى از ماده كم وكاست نمىشود ؛ مثلًا يك كيلو چوب را بسوزانيم ، خاكستر ، دود و انرژى به دست مىآيد ، كه اين ها باز وزن يك كيلو چوب را دارد و چيزى از وزن آن ها كم نشده است . ولى اين چه ربطى به ازليت ماده دارد ، ماده حادثىكه خداوند آن را در لحظه انفجار بزرگ مثلًا يا ساعتى بعد از انفجار بزرگ مثلًا آفريده باشد . ماده پس از حدوث خود توسط علل طبيعى كه بالأخره مستند به اراده الهى مىشود از بين