الشيخ محمد آصف المحسني
402
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)
و بر اين شكل دو ايراد وارد است ، اولا متكلمين اسلامى جهان را حادث مى دانند نه قديم ، بلكه جهان مادى به نظر جمعى از فلاسفه كه قايل به حركت جوهرى هستند نيز حادث مى باشد . ثانيا هيچ كسى منكر حدوث افراد حادث انواع مادى نيست ، هرچند انواع را قديم بدانند و حركت جوهرى را نپذيرند . حل مشكله شكل هاى چهارگانه 1 - حل مشكله اول و دوم اين است كه كبراى اين شكل كليت ندارد ، و واقع آن موجبه جزئيه است ؛ يعنى فعل ثلاثى بعضى از افراد آن مجرد است ، و بعضى از افراد آن مزيد فيه . و به طور كلى تمام قضاياى مرددة المحمول جزئيه هستند نه كليه . 2 - حل مشكله شكل سوم اين است كه متعلق كلمه صادق در نتيجه محذوف است و اصل آن اين گونه است : پس قايل به الاهيت فرعون در قول خود به جسمانيت او صادق است . كه در اين صورت ايرادى ندارد . 3 - جواب مشكله شكل چهارم اين است كه جهان معلول ذات واجب الوجود نيست ، بلكه معلول اراده واجب الوجود است و اراده واجب الوجود حادث است ؛ بنابراين جهان با همه اجزاى مادى و مجرد خود حادث و مسبوق به عدم است . از اينجا اختيار خداوند و بطلان مجبوريت و موجَب بودن ( بفتح جيم ) فعلى او نيز باطل مىگردد . و حدوث اراده حق در ج 1 صراط الحق مدلل شده است . 5 - زيد انسان ، و الانسان نوع ، فزيد نوع . و مثله : الانسان حيوان و الحيوان جنس فالانسان جنس . جواب هردو اين است كه كبرى بايد موجبه كليه باشد ، و در دو كبرى فوق قضيه طبيعيه مىباشد نه كليه ، و چنانچه لفظ كل آورده شود هردو كبرى باطل مىشود مانند و كل انسان نوع ، و كل حيوان جنس ، بلكه طبيعت انسان نوع است