الشيخ محمد آصف المحسني
388
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)
قسمتى ديگر از پايه هاى فرهنگى كه فرد بر اساس آن پرورش يافته است ، تأثير مى گيرد . در هر حال آنچه كه همه محققين در موردش اتفاق نظر دارند وجود اين مطالعات در چيست ؟ هدف از اين مطالعات تنها درك اين تفاوت ها نيست ، بلكه از اين طريق مىتوان به عمل كرد مغز و تكامل رفتارى نيز پى برد . شناخت اين تفاوت ها دو مزيت عمده دارد : اول اينكه افراد جامعه از متفاوت بودن طرز فكر ها ، آگاه مىشوند و افزايش دانسته ها در اين ارتباط به بهبود زندگى ها كمك كرده و درك تحمل افراد ( زنان و مردان ) را نسبت به يك ديگر بالا مى برد و در نهايت در زندگى خانوادگى و اجتماعى ، روابط انسان ها را بهبود مى بخشد . دومين مزيت مهم شناخت اين تفاوت ها ، در حيطه پزشكى است . شناخت ساختمان مغز دو جنس باعث افزايش آگاهى براى برخورد با مشكلات مغزى مختلفى مىشود كه به طور ويژه در يك جنس ديده مىشود ، مثل اسكيزوفرنى كه در بين مردان شايع تر است و يا افسردگى كه بيشتر در زنان ديده مىشود . مثال ديگرى پاسخ متفاوت دو جنس به بى هوشى است ، تحقيقات متخصصان بيهوشى نشان مى دهند كه زنان نسبت به مردان زودتر به هوش آمده و هشيار مىشوند . بنابراين براى بيهوش نگه داشته شدن در حين اعمال جراحى به ماده بيهوشى بيشترى نياز دارند . قبل از اين تحقيقات ، پزشكان ميزان ماده بيهوشى لازم را بر حسب وزن بدن محاسبه مى كردند كه اين موضوع باعث شكايت زنان از هوشيارى موقع اعمال جراحى مىشد . با توجه به تفاوت هاى ساختمانى و عمل كردى مغز ، جراحان توانستند اين مشكل را حل كنند . همچنين مطالعات اخير نشان داده است كه به علت وجود تفاوت ساختارى مغز زنان و مردان ، تأثير مواد الكلى روى مغز زنان بيشتر بوده و آثار مخرب آن