الشيخ محمد آصف المحسني
342
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)
مجموعهاى از گازات سرگردان بود كه به فرمان الهى آمده و جهان طبيعت را ساختند . دين مانند علم ساختار تدريجى جهان را مى پذيرد ، و لذا خلقت آن را در شش روز ( دوره ) مىداند . قرآن به ساختار و آفرينش تدريجى انسان آن طور كه علم بيان مىدارد ، قايل نيست ، بلكه آن را دفعى دانسته است . ولى از آيات ( ؟ ) و احاديث مشخص مى گردد كه انسان هايى قبل از حضرت آدم هم موجود بوده است . اينك توجه فرماييد به آيه اول از سوره انسان كه مىگويد : « مدتى بر انسان گذشت كه چيزى قابل ذكرى نبود » . « 1 » و در برخى آيات نيز كه ملايك از فساد و خون ريزى انسان ها خبر مى دهند و بر آفرينش انسان هاى نوعى انتقاد دارند ، هيچ گاه تكامل انواع را كه داروين مطرح مى ساخت ، در آن طرح نمىشود ، و از آفرينش حضرت آدم ( ع ) به شكل دفعى و يك باره گى سخن گفته مىشود . در قرآن آفرينش انسان از ميمون و امثال آن آغاز نگرديده ، بلكه بدنش از خاك آراسته شده و از روح الهى در آن دميده شده است . انسان در بينش دين از كرامت و شرافت خاصى بر خوردار است كه ساحت شان از داشتن اجداد حيوانى و يا حيوان نما به دور است . براى انسان ، جانشينى « 2 » خداوند در زمين منظور گرديده و موجودى است كه تا ابديت حالت ماندگارى و جاودانى دارد . هستى از منظر دين از ماده آغاز گرديده و به معنى و معنويت ( نفس ناطقه و روح مجرد ) ختم مى گردد . انسان نيز در هستى خويش به شخصيت سازى و فضيلت اندوزى موظف است و بايد در فراسوى هستى فيزيكى خود انسانيتى بس عظيم و شگرف را بسازد تا به هويت خود معنى داده باشد و قابليت ابديت پذيرى
--> ( 1 ) - سوره انسان ، آيه 1 . معناى آيه آنچه در متن آمده نيست . ( 2 ) - بهترين تفسير براى جانشينى نمايندگى مىباشد ( جامع )