الشيخ محمد آصف المحسني
1
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)
مقدمه توضيحى در مورد اين كتاب بسم الله الرحمن الرحيم خداوندا من بركمال بى نهايت ذاتى تو ، ترا حمد و ستايش مىكنم ، و هم بر صدها هزار نعمت هاىمادى و معنوى و روحانىكه به من ارزانى فرمودهاى شكر گزارى ات مىنمايم ، و سپاسگزارم از اينكه مرا توسط سفير مقدس و رسول معظم خود حضرت خاتم الأنبياء ( ص ) و جانشينان بزرگوارش هدايت فرمودى . الّلهم منك و بك و اليك و لك ، أحمدك عدد ما فى علمك و كما أنت أهله . در برج جوزاى سال ( 1393 ) وقتىخواستم به اين اثر مسمى ، به رنگارنگ ، مشغول شوم ، مرض نقرسكه در جوانى با آن آشنا بودم به سراغم آمد و در دو كف و پشت پايم لنگر انداخت ، و بهانه مانور را به مرض با وفاى شكر ( ديابت ) دادكه در دوران جهاد با روس ها ، در پاكستان با من همدم شده بود ، و شديداً مرا ازكار هاى علمىبازداشتكه به جز درس خارج فقه كه 130 نفر مستمع دارد ، در همه كارهاى من حتى نماز و طهارت حالت فوق العاده اعلان شد . ولىكتاب معاد را پس از بهبودمرض نوشتم و چاپ كردم كه بسيار لازم بود . امروز 14 / 3 / 1394 ش . فكركردم در چه موضوعى كتاب بنويسم ، به فكرم رسيد كتابى بنويسم كه رشته خاصى نداشته باشد تا هرچه به نظرم جالب آيد و مفيد باشد بنويسم ؛ چه اين موضوع جالب ، تازه شكار مطالعه من شده باشد ، و چه از گذشته ها اسير ذهن من بوده و نوبت وجود كتبى را بدست نياورده ، و يا بطور تصادفى فكرم آن را به دست بياورد و يا در اوراق و دفترها سالهاى قبل نوشته و در طاق فراموشى گذاشته شده باشد . من مىدانم پايان عمرم رسيده و مهلت باقىمانده بسياركم است و نمىخواهم آنچه را كه مفيد مىدانم در خاطره ام باقىمانده با من برود ، دوست دارم آن را از