الشيخ محمد آصف المحسني
291
رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)
به هم مىرساند و زمانى از وسعت آن كاسته مىشود و منقبض مى گردند . « 1 » هر يكى از اين اتساع و انقباض ها دورهاى دارد و در يك دوره دنيا ها منبسط مىشود و در دوره ديگر منقبض مى گردند . اين نظريه هم مانند چند نظريه ديگر كه از طرف جعفر صادق ابراز گرديد در نظر اهل علم بدون اساس جلوه مى كرد . دانشمندان اين نظريه را يك تخيل مىدانستند و مى گفتند كه جعفر صادق ( ع ) چيزى گفته است بدون اينكه پابند به صحت آن باشد ؛ در صورتى كه يك دانشمند وقتى چيزى مى گويد پابند به صحت آن است و مرتبه دانشمند برتر از آن است چيزى بگويد كه آن را واقعى و صحيح نداند . تا اينكه از قرن هيجدهم ميلادى به اين طرف دوربين هاى نجومى قويتر شد و منجمين نه فقط به وسيله اين دروبين هاى نجومى اجرام دنياى شمسى را بهتر از گذشته ديدند ، بلكه توانستند اجرامى را كه در خارج از دنياى شمسى قرار گرفته نيز بهتر ببينند . و در نيمه قرن نوزدهم ميلادى توانستند از روى نور ستارگان به بعضى از عناصرى كه در آن ها هست پى ببرند . در آغاز قرن بيستم ميلادى يك منجم اروپايى به اسم « آبه لمتر » كه كسوت روحانى هم دربر داشت و استاد دانشگاه در بلژيك بود ، براى اولين بار در دوره هاى جديد علمى متوجه گرديد كه عدهاى از كهكشان هايى كه به دنياى خورشيدى ما نزديك تر هستند و بهتر مىتوان آن ها را ديد ، به تدريج دور مىشوند و به اطراف پراگنده مى گردند . از سال 1960 ميلادى به اين طرف تحقيق در مورد دور شدن كهكشان ها از
--> ( 1 ) - ظاهرا اصل اين نظريه از قرآن مجيد از سوره مباركه " الذاريات " آيه 37 كه مى فرمايد : « وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ » . استفاده شده است . ( مدون ) .