الشيخ محمد آصف المحسني

225

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)

كربلا كربلا شد مكتب انسانيت * كربلا شد مشعل اسلاميت كربلا شد مركز كر و بيين * كربلا عرش برين عاشقين كربلا شد قتل گاه أوليا * كربلا قربانگه آل وفا كربلا مغبوط بيت الله شد * چونكه مسكن بار نور الله شد كربلا يا كربلا يا كربلا * مالقى عندك أهل المصطفى ؟ نور إيمان از تو در دلهاى ما * تو أمير كشور جانهاى ما مركزى در حلقه عشق و كمال * نقطه‌اى در دوره مجد و جمال است از لاتحسبنّ شاهدى * اين كه تا روز قيامت زنده‌اى در حياتى از حيات كردگار * سرورى تو در جميع روز گار نكته ها مانند الماس است تيز * گرنمى فهمى ز نزد ما بخيز حاصل گفتار من دانى چه شد ؟ * نهضت سبط نبى سرّش چه شد ؟ سرّ آن فرمان حق سرمَدى * سرّ آن تثبيت دين أحمدى سرّ آن تحريك قرآن مجيد * سرّ آن عهد خداوند حميد سرّ آن توصيه جدّش نبى * سرّ آن ترويج مفكور على سرّ آن حفظ نواميس خدا * سرّ آن ترويج شرع مصطفى سرّ آن إبطال خطّ ارتجاع * محوكفر و فسق از أهل شقى سرّ آن آزادى از شرك خفى * سرّ آن إيمان شاعر « محسنى » در حق حضرت محمد ( ص ) محبس إمكان بلا مخرج بود * هم قِدَم بىمدخل و منفذ بود ورنه آن قدسى مكان أوج گير * كى درين ضيق قفس بودى قرير