الشيخ محمد آصف المحسني

216

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)

زير فشار قدرت مادى ، در اين مصاف در بيان اراده خداوند و اثبات اختيار او و حدوث عالم معنيى اينكه خدا باشد مريد * محدث و موجد بود عند المفيد نيست او تنها در اين فكر مصاب * كرده است جمعى زما سويش شتاب و هو حق عندنا اذ كيف لا * قد ورد معناه فى اخبارنا ليس حق فى كلام الحكماء * حيث قالوا اتفاقاً انها علمه بالمصلحة او بالنظام * إذ أجبنا عنه فى علم الكلام پس اراده طبق عقل و نقل ما * است از اوصاف افعال خدا اختيار حق از اينجا شد پديد * جبر او باطل شود زين راه وحيد ديگر از بار حدوث ما سوى * نيست باقى هيج شكى بار ما صحبت با دوست زنجير دلم زلف پريشان تو باشد * اين زخم من از ناوك مژگان تو باشد قوتم ز شم نرگس چشمان تو باشد * داغ دل من از غم هجران تو باشد در صفحه عمر ما عنوان تو باشد لبريز نما جام مىآى ساقى رندان * تا بگلسم اين بند خود از خانه زندان خونين جگرم از غم كج رفتن دوران * تسكين دلم از رخ تابان تو باشد حاصل شدن وصل ز سلطان تو باشد از گردش افلاك به جز جور نديدم * مقصود دل خويش به اين دور نديدم أبناى زمان را همه يك طور نديدم * خوشبخت همان كس كه پريشان تو باشد مقصود حيات ما عرفان تو باشد از مايه خود سود نبردم كه نبردم * زين باغ گل وصل نچيدم كه نچيدم دست بد تدبير فشردم كه فشردم * سرحد فرح اول ميدان تو باشد