الشيخ محمد آصف المحسني

135

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)

بايع از مشترى بها خواهد * كاتب از قاريان دعا خواهد يادگار اين قدر تمام بود * غرض از يادگار نام بود . . . روزى فلك هر آئينه برمن جفا كند * در زير خاك بند ز بندم جدا كند يارب نگهدار تو ايمان هر كسى * كين خط من بخواند و بر من دعا كند . . . هركه بعد از من بخواند اين كتاب * او وصى ماست تا روز حساب تا بخواند گاه گاهى بهر من * سوره اخلاص يا ام الكتاب . . . يلوح الخط فى القرطاس دهرا * و كاتبه رميم فى التراب . . . شد صرف كتاب همه اوقات تو دل * جز نامه سياه نشد از كار تو حاصل . . . قاريا بر من مكن قهر و عتاب * گر خطايى رفته باشد در كتاب آن خطاى رفته را تصحيح كن * از كرم و الله اعلم بالصواب . . . فردا كه چرخ دامن عمرم رها كند * در زير خاك بند ز بندم جدا كند يارب نگهدار تو ايمان هر كسى * كين خط من بخواند و بر من دعا كند . . . خدا او را دهد عالى مراتب * كه خواند فاتحه در حق كاتب . . . دستم به زير خاك چو خواهد شود تباه * بارى به يادگار بماند خط سيا . . .