الشيخ محمد آصف المحسني
74
عاشورا واهميت دين (فارسى)
مهمى نكرده اند ، اگر من هم مى بودم همين كار را مى كردم . شب خواب ديدم كه در كربلا هستم ، امام حسين ( ع ) فرمود بيا بايست تا من نماز بخوانم . گفت ايستادم ، ديدم كه تير آمد ، وقتى به نزديكم رسيد خود را كنار كشيدم و تير به امام حسين ( ع ) اصابت كرد ، تير ديگر آمد باز هم خود را كنار كشيدم ، تير سوم آمد باز خود را كنار كشيدم و تيرها همه به بدن امام حسين ( ع ) اصابت كردند ، و من از خواب بيدار شدم . بجز هفتاد و دو تن باديه پيماى حسين * كس نديده است حقيقت ره افسانه زدند آنها بودند كه چنين فدا كارى كردند و در زير باران تير نماز را اقامه كردند و بدن هاى خود را سپر بلاى امام و پيشواى خود نمودند . اينها پيامهايى است كه مستقيما به ما مربوط مىشود كه در زندگانى دنيا چگونه به دين خود عمل كنيم . لحظه اى هم مى رسد كه خون از بدن امام حسين زياد رفته . بقول آن روضه خوان : زينب ( س ) به امام حسين ( ع ) گفته است : جاى يك بوسه من در همه اعضاى تونيست . تمام بدن آقا زخمى و پاره پاره شده و خون زيادى ريخته است . زبان حال زينب ( س ) است كه صدا مى زند : اى خفته خوش به بسترخون ، ديده بازكن * احوال ما ببين وسپس خواب ناز كن