دار الإنشاى شوراى مركزى حركت اسلامي افغانستان
5
خواستهاى شيعيان افغانستان (فارسى)
چرا شيعيان دربارهء رسميت مذهب خود اصرار دارند ؟ جواب اين سوال چند چيز است : اولا : هر مسلمان مىخواهد به مذهب خود آزادانه عمل كند و احكام مذهب ديگر به زور بر او تحميل نشود . علاقه به آزادى و تنفر از تحميل ، از حقوق اجتماعى و حتى از حقوق طبيعى انسان مىباشد . اهل سنت نيز خواهان همين حق براى خود مىباشند . پس نبايد شيعيان را از آن محروم سازند . ثانيا : هويت شخصى ما با هويت مذهب ما درهم آميخته است كه به مشكل بتوان اين و را از هم جدا نمود . و هيچكسى از هويت شخصى و قومى خود دستبردار نيست . ثالثا : از به رسميت نيافتن مذهب ، گاهى مشكلات مهمى به وجود مىآيد كه هيچ متدينى از آن گذشته نمىتواند . مثلا بين زن و شوهر شيعى دعوايى رخ مىدهد ، قاضى حنفى حكم به طلاق مىكند و پس صيغهء طلاق را جارى مىسازد . زن كماطلاع هم پس از ايام عده ، شوهر ديگرى اختيار مىكند ، در حالى كه طلاق مذكور باطل و زن در عقد شوهر اول باقيست . پدرو مادر زن و نيز شوهر سابق اين زن همه مىدانند كه زن مذكور با مرد بيگانه كه به نام شوهر دوم او ياد مىشود ، زنا مىكند و يك دنيا ناراحتى براى آنان و ساير وابستگان متدين زن و مرد اول و مرد دوم به وجود مىآيد . دليل عمدهاى اينكه طلاق قاضى باطل است ، شرط صحت طلاق به حضور دو مرد عادل در موقع خواندن صيغهء طلاق در فقه جعفرى است ، ولى فقه حنفى اين شرط را معتبر نمىداند . و از اين قبيل مشكلات در اعراض ، نفوس ، فروج و اموال كه موجب غصب و بطلان نمازهاى يوميه مىشود ، زياد است و هيچ راهى براى فرار از اين مشكلات جز رسمى شدن مذهب جعفرى براى شيعيان وجود ندارد . رابعا اگر مذهب جعفرى رسمى نشود ، قانون اساسى كه بايد مورد احترام مردم آن كشور باشد ، براى چند ميليون شيعهء افغانى جز كاغذ پارهاى بيش نبوده و ارزشى نخواهد داشت . وقتى قانون اساسى به زور طورى تدوين و تصويب شود كه بالاترين مقدسات يك قوم چند ميليونى را بىرحمانه توهين كند ، آيا از آن قوم انتظار مىرود كه به قانون مذكور احترام قايل شوند ؟