دار الإنشاى شوراى مركزى حركت اسلامي افغانستان
12
خواستهاى شيعيان افغانستان (فارسى)
ممكنه سلميى درصدد تطبيق آن مىباشند و حركت اسلامى در دوران جهاد و بعد از آن تا امروز هيچوقت از آن غافل نبوده است و آن را اساسىترين مسأله براى تطبيق عدالت اجتماعى و حفظ كرامت شيعيان افغانى مىداند . جواب يك اعتراض ثانوى : بعضى از برادران سنى گاهگاهى در جلسات خصوصى خود در كابل و پاكستان گفتهاند كه دولت ايران هم مذهب حنفى را به رسميت نشناختهاند ، ما همان حقى را به شيعيان افغانى مىدهيم كه دولت ايران آن را به اهل سنت دادهاند . من در سخنرانى خود در غرب كابل به آن جواب دادهام كه در اينجا براى توضيح موضوع و اقناع برادران اهل سنت به جوابهاى زير اشاره مىشود : اولا : ما مسئول عملكرد دولت ايران نيستيم كه كسى آن را به غلط يا صحيح به رخ ما بكشد و برادران سنى ما نيز مسئول عملكرد ديگر دولتها نيستند . ثانيا : كميت اهل سنت در ايران نسبت به كميت نفوس شيعه افغانى بسيار كمتر است . در حالىكه كميت شيعيان در افغانستان بيست درصد تخمين زده مىشود كه قابل ناديده گرفتن نيستند . ثالثا : اهل سنت ايران روى هر دليلى كه بوده ، در انقلاب اسلامى ايران سهيم نشدند و حتى جمعى از آنان تا روزهاى آخر رژيم سلطنتى ، جاويد شاه مىگفتند . طبعا وقتى انقلاب پيروز شد ، سهمى به آنان نرسيد ، هرچند كه مسئولين انقلاب اسلامى آنان را به جرم ضد انقلاب مورد تعقيب و پيگيرى قرار نداده و همه را عفو عام نمودند . ولى شيعيان افغانى نه تنها دركنار رژيم كمونيستها نبوده ، بلكه با دست خالى در جهاد سهم گرفتند و از صميم جان و دل به دفاع از قرآن ، اسلام ، استقلال و تماميت ارضى كشور پرداختند و ما در اينجا به بعضى از نمونههاى مبارزات جهادى شيعيان اشاره مىكنيم : 1 - در عقلاهدارى " جاجى " يك خانه از شيعه وجود ندارد ولى حركت اسلامى در دوران جهاد يك قبرستان از شهداى شيعه را در آن جا به يادگار گذاشته است . 2 - شيعيان هزارجات با دست خالى و شكم گرسنه و بدون هيچ مساعدت خارجى در اوايل انقلاب اسلامى عليه حكومتهاى كمونيستى محلى خود قيام و مناطق مركزى كشور را از كثافت كمونيستها و مزدوران آنان پاكسازى نمودند و در اين راه متحمل ضررهاى مالى و تلفات جانى شدند و در