الشيخ محمد آصف المحسني
33
وظيفه علماى دينى ما (فارسى)
كس ندانست كه منزلگه مقصود كجاست * اينقدر است كه بانگ جرسى مىآيد البته اين بانگ از بيرون سرحدات ما مىآيد و خفتگان داخلى يا مدهوش و يا تنها تماشاگر و يا غارتگرند ! ! در اين شرايط ، در انتخاب « راه ترقى ما » شديداً نيازمندى به انسجام و همدلى ملى ، به عنوان نقطه حركت و مبدأ آغاز و يا سكوى پرش ، احساس مىشود . خوب حالا كه به اهميت روابط اجتماعى متوجه شديم دو سؤال مهم ديگر در ذهن هوشياران نقش خواهد بست كه اين روابط را چگونه تحديد و تعريف كنيم تا به جاى اصلاح ابرو ، چشم كور نشود ؟ ! و نقاش اين صحنه متشنج كيست كه نقش او دلنشين باشد ، و ضمانت اجرايى داشته باشد ؟ جواب هر دو سؤال اين است ، كه ما روابط اجتماعى را از ديدگاه اسلام ( از مجراى احاديث منقوله و احيانا از خود قرآن مجيد ) بيان مىداريم كه ملت رشيد ما قرنها قبل ، هدايات اسلام را پذيرفته و فوايد آنها را مشاهده نمودهاند ، و براى رفع خطر از آن صدها هزار ، جان خود را فدا كردند . نگارنده اميدوار است مطالعه اين رساله ، اثر مفيد خود را در اجتماع امروزى ملت ما بيفكند و مقصود از تأليف برآورده شود . ما امروز در همه ابعاد زندگانى اجتماعى خود به رعايت روابط اجتماعى نياز شديدى داريم ، همانگونه كه خياط در دوختن لباس نياز حتمى به نخ دارد و بدون نخ لباس دوخته نمىشود . مطالعه روابط اجتماعى از نظر اسلام ، هم امروز به درد مىخورد و هم فردا ، همانند ديروز ، هم براى مردم ما و هم براى ملتهاى ديگر و كل بشريت ، و همين است فضيلت و برترى تشريع اسلامى . شبلى شبيل ملحد مىگويد : من اگر چه به دين محمد ( ص ) كافرم ولى ( به عنوان يك انسان ) نمىتوانم به آيات محكم و فصيح قرآن او كافر شوم و يا معانى حكيمانه آن را كه هوسهاى حيوانى را مهار مىكند انكار كنم تا اين كه مىگويد : و شرايع لو أنّهم عقلوا بها * ما فيدوا العمران بالعادات محمد ( ص ) ، شريعتها و قوانينى را آورد كه اگر مردم دنيا آنها را درست تعقل مىكردند ، هيچگاه زندگانى خود را به عادات و قوانين وضعى و عادى مقيّد نمىساختند ( و يكسره تسليم شريعت او مىشدند ) به نظر من اگر مسلمانان اين شعر اين ملحد را به آب طلا در مساجد خود بنويسند كار درستى كردهاند . به هر حال وقت آن رسيده كه به مطالعه مطالب اين كتاب بپردازيد .