الشيخ محمد آصف المحسني

312

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)

فردا يا در همان روز در نماز ظهر بود يا نماز مغرب ، وقتى در مسجد آمد پشت سر برادرش در نماز اقتداء كرد . در اثناى نماز يك مرتبه از صف نماز خارج شد و رفت در گوشه‌ى ايستاد ، شروع كرد به خواندن نماز انفرادى ، برادر بزرگ كه پيش نماز بود فهميد ، وقتى به خانه آمد ، دوباره به مادرش گفت : كار برادرش نسبت به روزهاى ديگر خيلى بدتر بود . قبل از اين اقلًا پشت سر من نماز نمىخواند ؛ ولى امروز در ابتداء پشت سر من ايستاد ، در وسط نماز يك مرتبه نماز را قطع نموده و در گوشه‌ى شروع به خواندن نماز فرادى كرد . او با اين‌كارش امروز آبروى مرا از از بين برد . مادر ناراحت شد ، رو به‌طرف پسر كوچكش نمود و گفت : پسر چرا اين‌كار را كردى ؟ پسر كوچك‌تر به مادرش گفت : مادر ! وقتى من در نماز ايستاده بودم ، يك مرتبه ديدم كه برادرم به دريايى از خون غرق است ؛ ديگر من نتوانستم به نمازم دامه دهم . انسان بايد پشت سر كسى در نماز اقتداء كند كه به‌سوى درياى رحمت بكشاند ، وقتى خود امام جماعت به درياى خون غرق باشد ، چگونه ممكن است مردم را به درياى رحمت برساند ؟ . برادر بزرگ ، وقتى اين حرف را از برادر كوچك شنيد ، به مادرش گفت : برادرم راست مىگويد : قبل از نماز يك زن مسائل خون حيض را از من پرسيد ؛ من جواب او را گفتم ؛ منتهى وقتى در نماز ايستادم دوباره به همان فكر فرو رفتم كه آيا جواب آن زن را درست گفتم يا خير ؟ ! لحظه‌ى در احتمالات قضيه غرق بودم .