الشيخ محمد آصف المحسني
304
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)
مىخورد ، نه به فكر گل است و نه به فكر گياهان قيمتى ، هرچه به دهانش بيفتد مىخورد . حيوانات براى خوردن هيچ حدى ندارند ، اگر حيوانات درندهى مانند حيوانت جنگل باشند ، هرچيزى را كه ببيند شكار مىكنند ، آنها را مىدرند و خونشان را مىخورند . در جنگل قانون زور حكومت مىكند ، هركدام شان زور بيشتر داشت ، بدون ملاحظه ديگرى را مىدرد و پاره مىكند . حكومت جنگل يك وقتى در تلويزيون ديدم كه يك مار بسيار بزرگى آمد ، خيلى بزرگ بود ، انسان از ديدنش وحشت مىكرد . يك مرتبه ديدم مار ديگرى كه بزرگتر از آن بود پيداشد ، بر او حمله كرد و اورا بلعيد . مار قبلى نيز خيلى بزرگ بود ؛ اماّ مار دومى قوىتر و بزرگتر از او بود . همينكه آمد بر مار كوچكتر حمله كرد و آن را با استخوانش در شكم خود فرو برد . در جنگل حد و حدود وجود ندارد ، حيوان قوى حيوانات ضعيفتر از خود را مىخورد . حالا اين حيوانات ضعيف كوچك باشد يا بزرگ فرق نمىكند . بعضى اوقات شير و پلنگ جوجههاى فيل را شكار مىكنند ، شتر را با آن بزرگى شكار كرده و مىخورند . همچنين اگر به حيوانات ريز مانند موش و يا پرندههاى كوچك هم رحم نمىكنند ، تا ببينند فوراً آنها را شكار مىكنند . حيوانات مىخواهند شكم خود و بچههايش را سير كنند ، وقتى شكمهاى شان سير شد به