الشيخ محمد آصف المحسني
296
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)
روزه بىبركت شاه افسرى كه در نزد پادشا خدمت مىكرد ، روزى به وظيفه خود نرفت . زن او به شوهرش گفت : بلند شو براى انجام وظيفه ، تا از سفره سلطان چيزى برايت بدهند . اگر سر كار نروى بچههايت از گرسنگى چشم به راه مىمانند . سرهنگ در جواب خانمش خود گفت : بگفتا بود مطبخ امروز سرد * كه سلطان به شب نيت روزه كرد آشپزخانه امروز تعطيل است . شب كه من آنجا بودم كه سلطان نيت روزه كرد . وقتى شاه روزه داشته باشد ، معلوم است كه در آشپزخانه چيزى پخته نمىشود . براى چه من بروم ؟ زن از نا اميدى سرانداخت پيش * همى گفت با خود دل از فاقه ريش كه سلطان از اين روزه گويى چه خواست ؟ * كه افطار او عيد طفلان ماست خورنده كه خيرش برآيد ز دست * به از صائم الدهر دنيا پرست مسلم كسى را بود روزه داشت * كه درماندهاى را دهد نان چاشت و گرنه چه لازم كه زحمت برى * ز خود بازگيرى و هم خود خورى ؟