الشيخ محمد آصف المحسني
115
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)
انسان حريص در حالى مال جمع مىكند كه نه خودش از آن اموال لذت مىبرد و نه خانوادهاش از آن مال خيرى مىبينند ، صبح زود دوركعت نماز را سراسيمه مىخواند و بسوى كار مىشتابد ، هيچ نمىداند كه در نمازش چه گفت ؟ ! ظهر هم بدون اينكه استراحت و رفع خستگى كند ، به كار ادامه مىدهد ، تازه نماز را هم با كراهت و عجله مىخواند ، شب كه مىشود تا ديرى از شب را در سركار خود باقى مىماند ، حالا فرق نمىكند كارش دكاندارى است يا كارگرى ساده ، در دفتر ، يا در خيابانها ، با قلم كار مىكند يا با دست ، هميشه مشغول حرص خوردن است ، نه وقت صحبت با خانواده ، نه فرصت معاشرت با مردم ، نه فرصت تفريح و نه فرصت عبادت خدا ، از همه چيز فاصله مىگيرد ، حتى از خانوادهاش بيزار است ، وقتى كسى از خانواده خودش بيزار باشد ، معلوم است كه خانواده نيز از او نفرت دارند . انسان حريص در واقع دنيا را به دست خودش جهنمى درست مىكند كه هم خودش در آن مىسوزد و هم خانواده خود را در آن مىسوزاند . اين جمله زيبا و آموزنده را كه در نهج البلاغه از حضرت على عليه السلام نقل شده است ، بايد با آب طلا نوشت ، « إنّ البُخلَ و الجُبنَ و الحِرصَ غَرائزُ شَتّى يَجمَعُها سُوءُ الظَّنِّ بِاللّه » بخل ، ترس و حرص ، غرايز مختلفى است كه در أثر بدگمانى به خدا به وجود مىآيند . بخل يعنى سختگير يبيش از حد در مصرف امواال ، بخل يعنى انصراف از هر نوع بذل و بخشش ، بخل يعنى انصراف از پرداختن واجبات ، ترس نيز چنين است ، ترس يعنى عدم اعتماد به نفس ، ترس يعنى بى اعتمادى به خدا ، ترس يعنى فرار از هرگونه مسئوليت دينى و اجتماعى .