الشيخ محمد آصف المحسني

3

قرآن يا سند اسلام (فارسى)

خوبى بوده ، و هرچه را كه براى خود بد بختى و ضرر و نقص تشخيص دهد از آن دورى مىكند . روى اين مقدمه كوتاه ثابت مىشود علاقه انسان به اصل دين ، مولود محيط و وضع اقتصادى و ساير عوامل خارجى نبوده ، بلكه ناشى از تقاضاى فطرت اوست زيرا : اولًا : نگرانى از آينده و تشويش او از ما بعد مردن جز در سايه دين ( ايمان به خداوند و روز قيامت ) بر طرف نخواهد شد ، آرى بى دين غالباً در اضطراب و ناراحتى است ، چه احتمال مىدهد قيامت راست باشد و او مستحق عقاب و عذاب گردد . ثانياً : روح آدمى مانند بدن او داراى مراتب كمال و نقص مى باشد ، چنانچه لازم است بدن را از نواقص بيرون آورده به كمالش برساند ، روح هم بايد به كمال و هدف نهائى خود برسد ، و در مرتبه نقصان محصور نماند . و بس روشن و واضح است كه راه يافتن روح بماوراى عالم طبيعت و خارج از ماده كه عالم مجردات و بقاء و نورانيت و ابديت است ، بالاترين كمال اوست ، و شكى نيست كه رسيدن به