الشيخ محمد آصف المحسني

63

روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى)

نو آفرينى ، بتكامل رفتن و به انحطاط رفتن ، تعاون و همكارى بين اجزاء و تضاد بين اجزاء ، وجود خوب و بد و امثال اينها پيروان اخلاق علمى درين مثالها جز تحير هيچ راهى ندارند . بعضى از نويسندگان در رد اخلاق كمونيستى كه اسم آن را اخلاق تكاملى نهاده‌اند مىگويد : بين اين دو قضيه ( در طبيعت نزاع است ، پس ما هم بايد نزاع و مبارزه كنيم ) صرف نظر از بى ربطى هر ( بايد ) بهر ( هست ) بى ربطىهاى ديگرى نيز در آن وجود دارد مثلًا كلمه ( ما ) معلوم نيست در مقدمه دوم از كجا پيدا شده است ؟ بعلاوه كلمات نزاع و مبارزه كه در هر دو قضيه به كار رفته‌اند داراى معانى كاملامتفاوت اند و دست كم چنين است كه در ديگرى چنين مفهومى موجود نيست ( مغالطه از باب اشتراك لفظ ) از اين گذشته باز هم معلوم نيست كه با چه مبارزه كنيم ؟ با ظلم يا با عدل ؟ يا با نژادهاى ديگر يا باطبقات ديگر يا با هر انسان ديگر ؟ پيداست كه صرف وجود تضاد در طبيعت معين نمىكند كه طرف مبارزه ما چه چيز باشد . بهتر است براى اصلاح استدلال كمونيست‌ها مقدمه ديگرى را اضافه‌كنيم و آن را چنين بيان داريم : در طبيعت و جهان تضاد و ستيز ديده مىشود . ما نيز جزو جهان و طبيعتيم . پس بايد ما هم مبارزه كنيم . ولى اين بيان نيز نتيجه مذكور را نمىدهد بلكه نتيجه منطقى آن اين مىشود كه در ما هم تضاد و ستيز ديده مىشود و البته وجود تضاد در ميان مردم با وجوب مبارزه با استثمار مثلًا فرسنگها