الشيخ محمد آصف المحسني

30

روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى)

عزت و قوت در اختيار خداوند از معارف بسيار پيچيده‌اى نمىباشد كه منحصر به اسلام و قرآن باشد . بسيار بعيد است كه در كتب آسمانى و تعاليم انبياى گذشته بيان نشده باشد . و يا مؤمنين هوشمند امتهاى گذشته آن را نفهميده باشند . در سوره كهف در داستان دو مردى كه داراى باغ بودند آمده است كه : مرد مؤمن به رفيقش گفت چرا وقتى كه داخل باغت شدى نگفتى ما شاء اللّه لا قوة الا بالله . همه چيز به مشيت خداوند است و قوتى نيست مگر به خدا . و گمان قوى بر اين است كه داستان متعلق به مردم قبل از اسلام است . « 1 » اصل استدلال او نيز چندان روشن نيست زيرا اقرار داشتن به اينكه قوت و عزت همه در اختيار خداوند است و موجودات با تمام شئونات مادى و معنوى آنها مملوك اوست . منافاتى با اسباب و مسببات و قوت داشتن پاره‌اى از موجودات ندارد ، مثلًا خداوند بمؤمنين عزت داده است وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ « 2 » و به عبارتى روشنتر : درست است كه مطلق عزت و قدرت تنها براى خداوند است و او مالك همه موجودات است ولى در عين حال خداوند براى رسيدن بعزت و قدرت اسبابى قرار داده كه

--> ( 1 ) - في الحديث الصحيح عن الصادق عن رسول الله ( ص ) ان آدم شكي الي اللّه عزوجل ما يلقي من حديث النفس و الحزن فنزل عليه جبرئيل فقال له يا آدم قل : لا حول و لا قوة الا بالله ، فقالها فذهب عنه الوسوسة و الحزن ( بحارالانوار ص 186 ج 93 ) ( 2 ) - سوره يوسف / آيه 61 .