الشيخ محمد آصف المحسني
84
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى)
نگارنده : از نظر قواعد كلامى مشكلى نمىبيند كه جمله ( فتشقى ) بهر يكى از دو معنى مراد باشد و عمده مشكل تفسيرى است كه در كلام خداوند بدون دليل تاويل صورت نگيرد و ظواهر قرآن مجيد بدون اجتهاد پذيرفته شود . بلى مستفاد از مجموع سه آيه فوق همان رنج و تعب است كه همان معنى اول باشد ؛ ولى به هر حال آدم به نافرمانى و بيراهه رفتن خود به وسوسه شيطان از راحتى و مهمانى موقت بهشت خودش را محروم ساخت و اذيت و خستگى خود را سرعت بخشيده ، كلمه موقتى و كلمه سرعت را به اين جهت آوردم كه آدم از اول بهعنوان خليفه زمين معرفى شده بود إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً البقرة : 30 . و تفاوت ، مدت ، كمى بود وگر نه او هيچ گاه براى هميشه در بهشت ماندنى نبود . بنا بر اين مسأله عصمت در زمين بايد مورد توجه قرار بگيرد نه در بهشتى كه آدم آنجا موقتا ساكن بوده و هيچ نبوتى نداشته است . تكليف وجوب عقلى ندارد قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى طه : 123 . هردو از آن ( بهشت ) پائين رويد بعضى از شما دشمن بعض ديگرى هستيد پس اگر هدايتى براى شما از من آمد هركس پيروى هدايت مرا نمود نه گمراه مىشود و نه بدبخت مىشود . در آيه دو مطلب قابل توجه است . اول : كلمه فاما ( پس اگر ) دليل است كه تكليف بر خداوند واجب عقلى نيست ، چون اگر تكليف بشر بر او واجب مىبود كلمه ( اگر ) بىمعنى بود و اين بحث در علم كلام سر درازى دارد . دوم : اين خطاب به سه نفر متوجه بوده ، حضرت آدم ( ع ) حوا و شيطان ( ابليس ) كه از كلمه