الشيخ محمد آصف المحسني
76
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى)
و محدود مىرساند . 3 . در علم انبياء و ائمه ( ع ) به موضوعات خارجى سخن زياد گفته شده و به جاى تعقل و استدلال احساسات مداخله كرده و جمعى قايلاند كه آنان يا عدهاى آنان همه چيز را مىدانند « 1 » . در مورد ائمه اهلبيت روايات زيادى در كتب حديثى شيعه وارد شده است ، خلاصه آنچه كه به نظر نويسنده حق است به شرح زير در اين جا ذكر مىشود : قدر متيقن جماعت انبياء مقدارى علم به پارهاى از موضوعات خارجى از فضل خداوند دارند كه تعيين دقيق آن به ما معلوم نيست ؛ ولى مظنون اين است كه كم است و زياد نيست . آيات قرآن در نفى علم آنان در اين مقام دلالت دارد كه ناديده گرفتن آنها و مبالغه كردن در عموم علم آنان از گزافهگويى و ساده انديشى است كه روايات غير معتبر السند را بر آيات قرآن مقدم بداريم . اينك مقدارى ازآيات : 1 . آيه معنون كه به حضرت موسى مىگويد بعد از آمدن تو به كوه طور سامرى قوم ترا به گوساله پرستى مبتلا كرد و موسى هيچ خبرى از ان نداشت ، سپس به سوى قوم خود برگشت سر و ريش برادر خود هارون را گرفت و كشيد و او را مقصر در اداره كار دانست هارون گفت برادر ريش مرا نگير نزديك بود مرا بكشند ، موسى تازه فهميد برادرش مقصر نبوده است و اين گفت و گو دليل بر عدم علم موسى به ماجراى سامرى است . همين موسى با عالمى ، مدت كمى همراه شد كه علمى به حكمت سه اقدام آن عالم نداشت و بر او ايراد مىگرفت موسى پيامبر اولى العزم و بزرگوار بود كه از انبياء و رسل غيرى اولى العزم برتر بود .
--> ( 1 ) دلايل عموم علم ائمه و جواب آنها درج 3 / 290 و 291 صراط الحق مذكور است .