الشيخ محمد آصف المحسني

58

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى)

حقيقى زيرا بعد از حركت وضعى زمين در هر 24 ساعت قسمتى از ستاره‌هاى عالى ، سافل و زير پاى ما شود و قسمتى ديگر كه سافل بود عالى مىشود . به لحاظ حركت انتقالى زمين بدور خورشيد نيز چنين حالت رخ مىدهد و اگر در كل مجموعه كهكشان ما يا همه كهكشانها فكر كنيم ممكن است بلندى و پايينى كرات شكل ديگرى به خود بگيرد كه نويسنده صلاحيت اظهار نظر را ندارد و بايد دانشمندان علم نجوم آن را تشريح نمايند . عرش رحمن الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى طه : 5 . استواء چند معنى دارد : استقرار و تمكن بر چيزى . قصد چيزى و روى آوردن به او ( اقبال ) استيلا « 1 » و عرش دو معنى دارد سقف و تخت . مشبهه مىگويد : خداوند بر تخت خود استقرار و تمكن دارد ؛ مانند استقرار زمامدار بر تخت خود . اين قول كه بر تجسم خالق توقف دارد بدلايل عقلى و نقلى مقطوع البطلان است . ولى اگر عرش را مجازا سقف همه اشياء بدانيم معناى سوم ( استيلا ) مناسبت دارد يعنى خداوند بر سقف حاوى و جامع بر همه مخلوقات استيلا دارد و بر همه ممكنات مسلط و محيط است . يكى از معانى استيلاء مساوات در نسبت است و معنى اين مىشود كه رحمن بر عرش عظيم ( همه موجودات ) مساوى النسبه است يعنى خداوند بر همه‌اى موجودات نسبت برابرى دارد و به هيچ يك از آن‌ها اقربيت تكوينى و يا ابعديت تكوينى ندارد . حرف حق اين است كه معناى متبادر استواء كه همان برابرى و تمكن است عقلا و نقلا

--> ( 1 ) بر اين معنى لغوى به قول شاعر عرب استدلال شده است : قد استوى بشر على العراق * من غير سيف و دم مهراق .