الشيخ محمد آصف المحسني
51
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى)
شق ترديد آيه مبهم مانده ، مقتضاى حصر شق اول دخول قاصرين در واردين است ؛ ولى شق دوم منحصر به متقين و ظالمين است ، قاصر نه متقى است و نه از ظالمين ؛ بلكه از جمله معذورين است . در اينجا يك احتمال ديگرى وجود دارد و آن اين كه قاصرين و ديوانگان و نا بالغان از اول داخل ضمير جمع مخاطب ( وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها ) نباشند بلكه ديگران هم هستند كه در دنيا بر آنان حجت تمام نشده است مانند كوران ، كران ، گنگان كر و آنانىكه از محيط انبياء به دور بوده و يا بين النبيين بودهاند « 1 » كه در احاديث از آنها نام برده شده ، داخل در خطاب نباشند و ضمير مذكور ( وَ إِنْ مِنْكُمْ ) شامل مكلفين باشد لاغير ، والله العالم . بر مىگرديم به تفسير كلمه ورود كه آيا به معناى دخول است كه در بعضى از روايات غير معتبر بر آن تصريح شده و بعضى از معاصران ، ساده لوحانه آيات قرآن را به احاديث ضعيف السند و مجهول السند تفسير مىكند كه بسيار اشتباه و بد تر از تفسير به راى است در تفسير به رأى تنها ترك ظاهر قرآن است و در تفسير روايات مذكور ترك ظاهر قرآن و افتراء بر پيامبر و يا امام نيز است و حرمت مضاعف دارد ؛ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ يونس : 59 . در تفسير برهان دو حديث در تفسير آيه نقل كرده كه يكى مرسل و ديگرى مسند است و يك راوى آن مجهول و مصدر هردو سند تفسير على ابن ابراهيم است كه در خاتمه كتاب بحوث فى علم الرجال گفتهايم اين مصدر مجهول است و ثابت نيست از على ابراهيم ثقه باشد ، متن دومى چنين است عن ابى عبدالله ( ع ) اما تسمع الرجل يقول وردنا ماء بنى فلان فهو الورود و لم يدخله « 2 » .
--> ( 1 ) دو دسته اخير داخل جاهل قاصر مىشوند . ( 2 ) تفسير البرهان ج 5 / 136 طبع بيروت ، 14 19 ق .