الشيخ محمد آصف المحسني
31
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى)
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً « 1 » ، إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً ، فَأَتْبَعَ سَبَباً . . . » و پانزده آيه ديگر كه مجموع هفده آيه مىشود در مورد ذى القرنين ، يأجوج و مأجوج در سوره كهف از آيه 83 تا 99 از حال ذى القرنين و كارهاى او صحبت شده است . در تعيين ذو القرنين اقوالى است كه نظريه ابوالكلام آزاد كه پس از جدايى پاكستان از هندوستان در هند باقى ماند و با جوّ ضد مسلمانان ، او را به خاطر فضلش وزير فرهنگ هند مقرّر كردند « 2 » توجّه بيشتر صاحب نظران را به خود جلب كرده ، او در كتاب خود كه به فارسى هم ترجمه شده شواهدى اقامه مىكند كه ذوالقرنين همان كوروش كبير ايرانى پادشاه هخامنشى است . سخنى در حال ذوالقرنين از پانزده آيه چند مطلب به دست مىآيد : 1 - كه او مرد مؤمن و صالح و حتّى از آيه چهارم ( آيه 86 سوره كهف ) كه خداوند به او در سفر به مغرب زمين ، مىگويد اى ذوالقرنين يا ( اين مردم را ) مجازات مىكنى يا درحق آنان نكويى مىكنى ، احتمال پيامبر بودن او به دست مىآيد . « 3 » ؛ زيرا خطاب به ظاهر خود وحى است كه بر أنبياء نازل مىشود . به هرحال چه او پيامبرى داشته و يا نداشته ، مرد مؤمن و صالح و مطيع دستور خداوند بوده و از نظر آيات مذكوره شكّى در ارجمندى مقام روحانى او وجود
--> ( 1 ) - الكهف : 83 ( 2 ) - پدر مرحومم گاهى از ابوالكلام آزاد خرده مى گرفت كه چرا او در هند باقى ماند و به پاكستان هجرت نكرد تا براى فرزندان مسلمان خدمت مىكرد و اين مردم از علم او استفاده مىكردند . نگارنده در اين مورد حرفهايى دارد كه ذكر آنها در اينجا مناسبتى ندارد . شرح اين هجران و اين سوز جگر اين زمان بگذار تا وقت ديگر . ( 3 ) - معلوم نيست جمله فوق خبرى است يا انشايى .