الشيخ محمد آصف المحسني
24
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى)
3 - گاهى يك حديث معتبر ، اطلاق آيهاى يا عموم آن را به فرد يا دسته خاصى تفسير مىكند ، و جمعى از مفسرين كممايه و كمتجربه ، عموم يا اطلاق آيه را ترك مىكنند و ادعا مىكنند كه مراد از اين آيه همين فرد يا دستهاى است كه حديث معتبر السند آن را بيان كرده است . ولى اين گونه تفسير بر سه نوع است كه در دو نوع آن ظهور ( اطلاق يا عموم ) آيه به حال خود باقى مىماند و روايات ، آن را تغيير داده نمىتواند ولى نوع سوم ، ظهور آيه را فقط در مدلول حديث مخصوص مىگرداند . * نوع اول كه روايت ، تفسير آيه نيست بلكه تأويل آن را بيان مىكند . بنابراين ظهور لفظى آيه به حال خود باقى است ، و منافاتى بين تأويل و ظاهر آيه وجود ندارد . * نوع دوم كه ذكر يك فرد يا جمع خاصى و يا ذكر يك مورد ، از باب جرى و تطبيق كلى بر يك مصداق روشنتر و يا مصداق خفى يا ضعيفتر آن است ، كه در اين صورت باز اطلاق و يا عموم آيه به حال خود باقى است . * نوع سوم از باب حصر مفهوم است ، و روايات مىگويد مراد از آيه فلان فرد و يا فلان مورد است و جز آن ديگر مفهوم و معنايى قصد نشده است . در اين صورت عموم يا اطلاق و يا ظهور آيه مخصوص به همان فرد و يا مورد مىشود . اگر مرد محقق به اين فايده توجه عميقى نمايد ، از بسيارى اشتباهات مفسرين به دور مى ماند . و الله العالم . 4 - اسباب نزول آيات ، يكى ديگر از عوامل لغزش مفسرين است ، اسباب نزول در مواردى كه اطمينان به صحت آنها حاصل شود و يا به سند معتبر ثابت گردد راهگشاى پژوهشگران مىگردد . و انسان را از بيراهه رفتن نجات مىدهد ، و اگر مفسرى سادهلوحى كند ، و يا بناى