الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

284

الغدير ( فارسي )

به توطئه بودند مقتول شد . گفتند : جماعتى عليه صلاح الدين با فرنگيان مكاتبه مىكردند تا با كمك آنان فرزند عاضد را بر تخت بنشانند ، در ميان اين جماعت يك نفر از سپاهيان بود كه از اهالى مصر نبود ، نزد صلاح الدين شد و او را از ماجراى توطئه آگاه كرد . صلاح الدين همه را حاضر كرد ، اعتراف كردند ، دستور داد بر چوبه دارشان بكشند ، روز شنبه ماه رمضان سال 599 در قاهره ، همه را بردار كشيدند ، روز توقيفشان يكشنبه 23 ماه شعبان بود . همراه فقيه عماره ، قاضى القضاة ابو القاسم هبة اللَّه بن عبد اللَّه بن كامل هم مصلوب شد . و ابن عبد القوى داعى الدعاة ( رئيس مبلغان خلافت فاطمى ) كه بر گنجينه‌هاى قصر خلافت واقف بود ، مورد شكنجه قرار گرفت تا محل آن را بر ملا كند ، امتناع كرد و جان بر سر اين كار گذاشت ، و گنجينه‌ها تباه شد . از جملهء مصلوبين : عويرس ناظر دفتر ، شبريا دبير اسرار ، عبد الصمد منشى يكى از امراء مصر ، نجاح حمامى ، منجم نصرانى كه توطئه گران را تشويق مىكرد كه موفق شده كارشان بسامان ميرسد . صفدى در « غيث منسجم » گويد : بعيد نمىنمايد كه قاضى فاضل ، در هلاكت عماره سعايت كرده باشد ، زيرا صلاح الدين دربارهء عماره با او مشورت كرد ، قاضى گفت : تبعيد شود . صلاح الدين گفت : ممكن است پنهانى باز شود ، قاضى گفت : تنبيه و تأديب شود ، صلاح الدين گفت : سگ اين لحظه سكوت مىكند ، لحظهء ديگر پارس مىكند . قاضى گفت : او را بكش . صلاح الدين گفت : شاهان كه اراده كنند ، عمل خواهند كرد . صلاح الدين با شتاب به پا خاست و دستور دار كشيدن او را با قاضى عويرس و گروهى از همراهانشان صادر كرد ، و چون خواستند كه او را بر چوبه دار ببندند استدعا كرد تا او را از كنار خانهء قاضى ببرند ، تصور مىكرد كه او را از قتل برهاند ، قاضى را كه چشم به دو افتاد ، برخاست و در بر روى خود ببست ، عماره چنين سرود :