الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

271

الغدير ( فارسي )

- با پيمان و بيعت دلهاى مسلمانان را در اختيار گرفتى ، ولايت مفروض ، مؤيد شد . - پهنهء جهان را ارث بردى از پدرت ، از جدت ، ارثى كه قابل تقسيم نبود . - ارث خلافت ترا بود ، بدون منازع ، گر چه بر آسمانها بر شود . - اگر حق وصايت را حفظ كنند ، ديگران را در اقطار جهان حق حكومت نيست . * شاعر قصيدهء ديگرى هم سروده كه ساكنان قصر خليفه را ماتم سرائى كرده و در آن ميان گويد : و الارض تهتزّ فى يوم « الغدير » كما ، يهتزّ ما بين قصريكم من الاسل متن ابيات با ترجمهء آن خواهد آمد . شاعر : فقيه ، نجم الدين ، ابو محمد ، عمارة بن ابى الحسن على بن زيدان بن احمد ، حكمى يمنى از فقهاى شيعهء اماميه و مدرسين و مؤلفين آنان و از شهيدان راه تشيع است . علم كامل ، و فضل شامل او با ادبى و الا و شعرى دلربا و شيوا زيور يافته است : چون نظمى سرايد ، ندانى كه در و گهر در سلك كشد ، يا طلاى ناب در قالب شعر ريزد . اشعار آبدارش در عين روانى متين و محكم ، پر ارج و با رونق است ، از همه بالاتر ، مهر و ولاى پيوسته است به عترت وحى و خاندان طه ، و اعتقاد به امامت و پيشوائى آنان ، بدان حد راسخ و پا برجا كه جان شريفش را در راه مذهب خود فدا كرد . تأليفات گرانمايه ، و آثار علمى و ادبى او ، جاويدانه نام او را بر صفحات تاريخ ثبت كرده است ، از جمله « نكت عصريه » در اخبار وزراء مصر ، تاريخ يمن ، كتابى در فرائض مواريث ، ديوان شعر ، قصيده اى بنام « شكاية المتظلم و نكاية المتألم » ( شكواى دادخواه و انتقام يك دردمند ، از ستمگر بدخواه ) ، سروده و به صلاح الدين ايوبى گسيل داشته .