الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
266
الغدير ( فارسي )
از جمال الدين خونسارى در گذشتهء 1125 ، از علامهء تقى مجلسى در گذشتهء 1070 ، از شيخ جابر بن عباس نجفى ، از محقق كركى شهيد 940 ، از شيخ زين الدين على بن هلال جزائرى ، از شيخ ابو العباس احمد بن فهد حلى در گذشتهء 841 ، از شيخ شرف الدين ابو عبد اللَّه حلى اسدى در گذشتهء 826 ، از شيخ و استادمان شهيد اول ، در سال 786 ، از رضى الدين ابو الحسن على مزيدى الحلى در گذشتهء 757 ، از آية اللَّه علامهء حلى ، در گذشتهء 726 ، از شيخ نجيب الدين يحيى بن احمد حلى در گذشتهء 689 ، از سيد ابو محمد عبد اللَّه بن جعفر حسينى ، از مؤلف كتاب : خوارزمى . و نيز ، علامهء حلى از طريق ديگر : از برهان الدين ابو المكارم ناصر بن ابى المكارم ، از ابو المؤيد ، مؤلف كتاب روايت دارد . اين كتاب مناقب را ، ذهبى در ميزان الاعتدال ج 2 ص 20 ، ضمن شرح حال محمد بن احمد بن على بن حسن بن شاذان نام مىبرد ، و مىگويد : خطيب خوارزم از طريق اين دجال صفت ابن شاذان احاديث فراوانى كه يكسره باطل ، ركيك ، رسواست ، در كتاب مناقب سرورمان على رضى اللَّه عنه روايت مىكند ( 1 ) . چلپى هم در كشف الظنون ج 2 ص 532 كتاب مناقب را بنام خوارزمى ثبت كرده و گفته : مناقب على بن ابى طالب ، تأليف ابو المؤيد ، موفق بن احمد خوارزمى . از زمان مؤلف ، تا كنون ، كتاب مناقب او مورد استفاده بوده و هست و گروهى از ناقلان حديث و حملهء علم و دانش از آن روايت كردهاند ، از جمله :
--> ( 1 ) ذهبى در اين سخن خود بر سيره و روش جمع فراوانى از هم مسلكان خود رفته است كه صالحين را بىموجبى بباد دشنام و ناسزا گرفتهاند ، روى همين مسلك ، ابن شاذان را دجال صفت مىنامد ، با آنكه مردى است صالح ، دانشمند متبحر ، راويه نقاد ، و روايات او را باطل ، رسوا ، ركيك مىشمارد ، با اينكه اين ابن شاذان تنها نيست كه اين روايات را نقل كرده ، بلكه پيش از او محدثين اهل سنت در كتابهاى مسند خود آنها را ثبت كردهاند ، و روى هم رفته فرقهء شيعه و سنى در نقل آن متفقاند . آرى بطلان ، ركاكت ، بتصور ذهبى از آنجا ناشى شده كه فضائل مولا و سرورمان على را متضمن است .