الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

245

الغدير ( فارسي )

گويند : قاضى جليس و قاضى رشيد ، هر دو با هم بدرگاه يكى از وزراء حاضر شدند ، و بار نيافتند ، وزير از ملاقاتشان عذر آورد ، دربان درشتى كرد . نوبت ديگر خدمت رسيدند و بارخواستند ، موفق نشدند ، دربانشان پاسخ گفت : وزير در خواب است . از پيشگاه وزارت مراجعت گرفتند ، قاضى رشيد چنين سرود : توقّع لايّام اللَّئام زوالها فعمّا قليل سوف تنكر حالها فلو كنت تدعو اللَّه فى كلّ حالة لتبقى عليهم ما أمنت انتقالها - اقبال فرومايگان رو بزوال است ، عنقريب زمانه را دگرگون يا بى . - اگر بر دوام ، دست دعا بر كشى ، بخت و پيروزيشان بكام خواهى ، در امان نباشند از تيره روزى و نگون بختى . * و قاضى جليس چنين سرود : لئن أنكرتم منّا ازدحاما ليجتنبنّكم هذا الزّحام و ان نمتم عن الحاجات عمدا فعين الدّهر عنكم لا تنام - گر امروز نيازمندان را در پيشگاهتان ازدحام است ، بفردا بارگاهتان خلوت و نفرتبار است . - اينك از پذيرش حاجتمندان در خواب نازيد ، اما ديدهء روزگارتان در كمين انتقام بيدار است . * روزگارى برنيامد كه وزير مزبور با نكبتى شديد دچار آمد . ( رك : مرآة الجنان ج 3 ص 302 ) . صفدى در كتاب « نكت الهميان » مىنويسد : موفق بن خلال ، خالوى قاضى جليس بوده ابن خلال را نكبت و نگون بختى فرو گرفت ، و قاضى جليس را بخاطر خالو بر دردسر بيفزود ، جليس به قاضى رشيد چنين برنگاشت : * تسمّع مقالى بابن الزّبير فأنت خليق بأن تسمعه نكبنا بذى نسب شابك قليل الجدى فى زمان الدّعه اذا ناله الخير لم نرجه و ان صفّعوه صفعنا معه - گفتارم به ابن زبير برسان . كارى است شايسته كه از تو انتظار دارم . - نگون بختى خالو دامنم بگرفت ، نسبى كه از بخت و اقبالش خيرى نفزود .