الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
225
الغدير ( فارسي )
بسال 478 ديده بر جهان گشود . - مبسوطترين شرح حالى كه براى ابو المعالى تحرير شده ، شرحى است كه مجله « غرى » نجف در شمارهء 22 و 23 سال هفتم ، بقلم دكتر مصطفى جواد بغدادى ، بحاثهء نقاد ، منتشر ساخته است ، اينك متن آن از نظر خوانندگان مىگذرد : ابو المعالى از سرايندگانى است كه سروده هايش مشهور ، اما شرح زندگى او به حد كافى در اختيار تاريخ باقى نمانده است ، اخترى است از اختران آسمان ادب ، كه تابش و پرتو آن مشهود است ، و حقيقت آن براى ما مجهول . در روزگارى مىزيست كه عماد الدين اصفهانى شرح حال شعراء معاصر را جمعآورى مىكرد ، لذا در ذيل نام او گويد : شاب شبت له نار الذكاء ، و شاب لنظمه صرف الصهباء من الماء ، و در من فيه شؤبوب الفصاحة ، يسقى من ينشده شعره راح الراحة : جوانى است كه هوش و ذكاوتش بسان شعلهء آتش ، سروده هايش چون شراب ناب ، با مزاجى از زلال آب حيات ، هر گاه دهان به شعر و غزل گشايد ، از فصاحت و بلاغت در و گهر بيزد ، همگان را از نشئهء شراب گيراى ادب ، مست و مدهوش سازد . بسال 550 ، وارد شهر « واسط » گشتم ، گفتند : ابو المعالى در اين شهر مهمان است بدين اميد كه از فرماندار شهر ، عنايتى بيند ، روزى براى خواندن قصيده بحضور « فاتنا » ( 1 ) كه از جانب خليفه ناظر بود ، حاضر شده ، اما ديگرى بر او سبقت گرفته و بر كرسى قرائت بالا رفته است ، ابو المعالى از قرائت قصيده منصرف و از جائزه وصله چشم مىپوشد و عزم رحيل كرده به شهر نيل ، وطن مألوف خود باز مىگردد . در سال 554 در هماميه با او ملاقات كردم و . . . كلام عماد كاتب كه او را بعنوان جوانى چنين و چنان مىستايد ، اشاره به اين است كه ابو المعالى نه چون ساير جوانان است ، بل نادره اى است در سنين جوانى . و با اينكه قصيدهء خود را تحرير كرده تا در حضور « فاتنا » بخواند وصله اى
--> ( 1 ) شمس الدين ، ابو الفضائل « فاتنا » از بزرگان موالى بنى عباس است كه در واسط از جانب خليفه ناظر بوده است .