الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

197

الغدير ( فارسي )

- اينك در كاخ وزارت امانت است ، تا مزارى رفيع و شايسته بنيان شود . - از اين رو اهرام مصر و حرم الهى بخروش آمدند كه از چنين شرافتى محروم ماندند . - تربت مصر را برگزيدى ، تربتى كه لاله زار بلاد ، بر گورستان آن رشك برد . - خداى بر آن مردمى خشم گرفت كه از جهالت و گستاخى بدين مرز و بوم هجوم آوردند . - شگفت آوردى كه « قدار » ناقهء صالح را پى كرد . بهر عصرى صالح و قدار در برابر هم قرار گيرند . - اى « صالح » نيكپى ، تو بخانهء مجد و كرامت نزول اجلال كردى ، قاتلين به دوزخ و نار پيوستند . - گر چه قصاص شدند ، اما خاك راه با مهر و ماه كى برابر توان گرفت . - دشت و كوهساران بر آنان تنگ آمد ، گاه باشد كه صاحب خون بخوابد اما « خون » قرار و آرام نيابد . - اين پاداش نكو و اجر جزيل گوارايت باد ، و هم شهادت كه شيوهء ابرار است . - وصى رسول و عمويش حمزه با شهادت در خون طپيدند ، و هم زادهء بتول و جعفر طيار . * و در روز پنجشنبه كه تابوت ملك صالح را به مزار مخصوصش بردند ، گويد : يا مطلق العبرات و هى غزار و مقيّد الزّفرات و هى حرار ما بال دمعك و هو ماء سافح يذكى به من حدّ وجدك نار لا تتّخذنى قدوة لك فى الاسى فلدىّ منه مشاعر و شعار خفّض عليك فانّ زند بليّتى وار و فى صدرى صدى و أوار - اشك ديده را چون سيلاب بهارى روان ساخته ، اما نالهء جانسوز را در دل انباشته اى . - از چيست كه اشك ماتم - با آنكه زلال و صاف است - بر گونه ات آتش