السيد محمد صادق الطهراني
65
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى)
« آقا ! من قدر علميّت شما را نمىدانستم ، شما در طهران بوديد و من آگاه نبودم ، از اين كتاب به علميّت شما پىبردم ، از آن روز كه اين كتاب را دادهايد ، كنار متّكاى من است و دائم آن را مطالعه مىكنم . » و اظهار تأسّف و اندوه كرده بودند كه چرا در اين مدّت طولانى اقامت حضرت علّامهء والد در طهران ، ايشان از آن بحر زاخر بىاطّلاع بودهاند . مرحوم آية الله حاج سيّدأحمد خوانسارى ، خود فارِس ميدان فقاهت بودند و اين سخن ايشان نشان از عظمت و اتقان علمى رسالهء رؤيت هلال و تبحّر والد معظّم در فقه دارد . مىفرمودند : زمانى كه در نجف أشرف ، خدمت مرحوم آية الله خوئى درس خارج اصول مىخوانديم ، ايشان تصميم داشتند يك درس خارج فقه نيز شروع كنند ، ولى آن را مشروط كرده بودند به شركت دو نفر از تلامذهء خود و فرموده بودند : « اگر دو نفر در اين درس حاضر شوند درس را آغاز مىكنم . » آن دو نفر يكى حضرت علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه بودند و ديگرى حضرت آية الله سيستانى مدّظلّهالعالى . و نيز مىفرمودند : هنگامى كه تصميم داشتم از نجف أشرف به طهران مراجعت كنم ، مرحوم آية الله خوئى به من فرمودند : « آقا سيّدمحمّدحسين ! شما در نجف بمانيد و به طهران نرويد ؛ اگر در اينجا بمانيد بعد از من لا يَخْتلِف علَيكَ اثْنان . » يعنى حتّى دو نفر از علماء هم در مرجعيّت شما اختلاف نمىكنند . و زمانى كه ايشان از حضرت آية الله حاج شيخ محمّد جواد أنصارى همدانى قدّس الله نفسه الزّكيّه ، كسب مصلحت مىكنند كه براى معنويّت و سلوك عرفانى ايشان كدام بهتر است ؟ ايران يا نجف أشرف ؟ ايشان فرموده بودند : بعداً جواب مىدهم . و پس از يك شبانه روز ، در حضور جمعى فرموده بودند : نجف خوب است ، طهران هم خوب است ، ولى اگر نجف بمانى آنچه