السيد محمد صادق الطهراني
57
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى)
به طول انجاميد ، در كربلاى معلّى از محضرشان درس گرفتم . ايشان در علوم و فنون أدبيّات عرب ، مجتهدى متضلّع و از مهارت و دقّت بالائى برخوردار بودند . تضلّع و تسلّط ايشان در مباحث أدبى ، براى كسانى كه در اين علوم دستى دارند ، از بررسى دورهء علوم و معارف اسلام ، كاملًا واضح و روشن است . و در ادبيّات عرفانى ، ادبيّات ولايت ، ادبيّات حسب حال نويسى و ترجمهء أحوال به زبان پارسى ، از نثر نويسان مهمّ معاصر به شمار مىآيند . در ترسيم صحنهها و وصف حوادث نيز آن قدر زيبا و دقيق قلم مىزنند كه برخى از محقّقين دانشگاه در تحقيقى پيرامون فنّ ترسيم صحنهها ، در بين نثرنويسان معاصر ايشان را جزء برترين و موفّقترين نويسندگان انتخاب نموده بودند . بعضى از سطور متلألئ و نورانى كه از كلك مشكين و خامهء عبيرآميزشان در باب توحيد و محبّت به خداوند عزّوجلّ و إظهار عشق و علاقه به صاحب لواء حمد در روز قيامت و مقام ولايت كلّيّهء إلهيّه تراوش نموده ، چنان شورانگيز است كه عنان اختيار از خوانندهء خود ربوده و او را در عوالم قدس به طيران درآورده و شراشر وجودش را از نور و سرور و حبور ، مملوّ مىسازد . « 1 »
--> ( 1 ) . به عنوان نمونه عبارات آغازين مقدّمهء طبع اوّل دو نامهء سياه و سپيد به قلم ايشان چنين است : بسم الله الرّحمن الرّحيم و صلّى الله على محمّد و ءَاله الطّاهرين و لعنةُ الله على أعدآئِهم أجمعين من الأَن إلى قيام يومِ الدّين دلانگيزترين نسيمى كه سحرگاهان از مقام وحدت حضرت ربوبيّت بر غنچههاى پرژالهء بوستان جمال در وزش آيد و بلبلان دلسوختهء شبزندهدار را به اميد شكفتن گل عرفان به ترنّم در آورد ، روح محبّت و عشق است كه از أعراف مهيمن بر بهشت و دوزخ در -