السيد محمد حسين الطهراني

49

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)

جهل مركّب غوطه خورده‌ايم . و از همه مضرتر آنكه : يك سطح قراردادن روايات موجب مىشود كه معارف عاليه‌اى كه از أئمّهء أطهار عليهم السّلام إفاضه شده است اختلاط پذيرد ؛ و بيانات عاليه به علّت تنزّل آنها به منزله‌اى كه منزلهء آنها نيست فاسد گردد ، و بيانات ساده نيز به علّت عدم تعيّن و تميّزْ ارزش خود را از دست بدهد . إلغاء كردن و ناديده گرفتن مراتب ، موجب از بين رفتن و ضايع شدن معارف حقيقيّه مىگردد . و جاى بسى تأسّف است كه معارف دينى ما آنطور كه بايد در توده و عامّهء مردم بحث و تحليل نشده است ، و عامّهء مردم در معارف به همان مرحلهء تقليد اكتفا كرده‌اند . و با آنكه در مسائل بسيطهء فرعيّهء عمليّه چون حيض و نفاس و بيع و شرى و طهارت و نجاست ، تقليد ميّت را جائز نمىدانند - گرچه آن مجتهد فقيه ميّت چون شيخ طوسى و علّامهء حلّى از محقّقين فقهاء بوده باشند - و مىگويند حتماً بايد به مجتهد زنده رجوع كرد ؛ امّا در مسائل اصول اعتقاد كه مبناى حيات اخروى و زندگى أبدى انسان است به تقليد ميّت اكتفا كرده ، و آنچه را كه بعضى از محدّثين در كتاب دعا و يا درجوامع خود بيان كرده‌اند ، به عنوان اصل مسلّم پذيرفته و مبناى اعتقاد خود قرار داده‌اند . و بزرگان ما نيز به مسائل اعتقاديّه بذل توجّه ندارند و آن را بى أهمّيّت تلقّى مىكنند ، و امروزه بيشتر به مسائل فقهيّه و بخصوص به مسائل اصول فقه عنايت دارند ؛ و اگر هم ذكرى از فلسفه و حكمت