السيد محمد حسين الطهراني

44

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)

است ، و روايات وارده ما را مستغنى مىنمايد ؛ و چه نيازى به علوم عقليّه داريم ؟ آخر مگر حجّيّت روايات بواسطهء برهان عقلى نيست ؟ و رجوع به روايات و اسقاط أدلّهء عقليّه جز تناقض و خلف خواهد بود ؟ و به عبارت ديگر : روايات وارده از معصومين قبل از رجوع به عقل و ترتيب قياس ، حجّيّتى ندارد ؛ و بعد از رجوع به عقل ، ديگر فرقى و اختلافى بين اين قياس عقلى و سائر أدلّهء عقليّه نيست . و در اين صورت ملتزم شدن به مفاد روايات و احاديث وارده و إنكار أدلّهء عقليّه ، موجب تناقض و إبطال مقدّمه‌اى است كه نتيجهء حاصله ، از خود آن مقدّمه بدست آمده است ؛ وَ هذا مِن أفظَعِ الشّنآئِع . « 1 » و عجيب اينجاست كه : از طرفى اين مخالفان علوم عقليّه ادّعا دارند كه در اصول دين تقليد كافى نيست ، و راه تعبّد و تمسّك به أخبار بسته است ، بلكه بايد هر كس از روى يقين و علم ، اعتقاد بدان مبانى داشته باشد ، و علّامهء حلّى رحمة الله عليه در اين مسأله نقل إجماع فرموده است ؛ « 2 » و از طرفى ميگويند : ورود در علوم عقليّه و

--> ( 1 ) - توضيح بيشتر اين مطلب در كتاب « نگرشى بر مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت » ص 248 تا ص 262 آمده است - م . ( 2 ) - « باب حادى عشر » ابتداى كتاب از شرح فاضل مقداد طبع سنگىص 5 ، و طبع حروفى ص 3 ؛ و عبارت علّامهء حلّى رحمة الله عليه چنين است : أجمعَ العلمآءُ كافّةً عَلى وجوبِ معرفَةِ اللهِ تَعالى وَ صِفاتِه الثُّبوتيَّةِ و السَّلبيّةِ و ما يَصحُّ عليه و ما يَمْتَنع عنه و النُّبوّةِ و الإمامَةِ و المعادِ ، بِالدّليلِ لا بالتَّقليد . « همگى علماء اجماع دارند كه شناخت خداوند تعالى و شناخت صفات ثبوتيّه و سلبيّهء او و آنچه در مورد او ممكن يا محال است و شناخت نبوّت و امامت و معاد ، از روى دليل واجب بوده و معرفت تقليدى كافى نيست . » - م .