السيد محمد حسين الطهراني
25
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)
در پاسخ بايد گفت : اوّلًا : آرى درست است كه آنان به فعليّت محضه رسيده و به تكامل مطلق و اصل شدهاند ، و بنابراين تجرّدشان تامّ و إحاطهء آنان تمام است ، و بنابراين در تدبير امور تكوينيّه مستقلّ و بدون نيازى به قدرت و موجوديّت ماهيّات إمكانيّه ، خود آنان از طرف ذات مقدّس ربّ العزّه مُفيض وجود و مُعطى حيات مىباشند ؛ ولى آيا در امور تشريعيّه هم مطلب همينطور است ؟ كلّا و حاشا . در اين امور ، بشرِ مختار ، مكلّف به تكليف است . و بايد خود به دنبال صلاح خود برود ، و در أثر مجاهده و پيروى و اطاعت ، و مخالفت با نفس أمّارهء به سوء ، از مراحل و منازل نفس و از مكايد شيطان بگذرد ؛ و اين بدون مربّى و استادى كه انسان بتواند با او تماس حاصل كند و پيوسته با او بوده باشد ، و راه خير و شرّ ، و نفع و ضرّ را نشان بدهد حاصل نمىشود . و بر اين أصل است كه خداوند پيامبران را براى هدايت بشر فرستاده است ، كه آنان با بشر تماس گيرند و راه خير و سعادت را بنمايانند ، با بشر تكلّم كنند و با سيره و سنّت و منهاج خود آئين خداپرستى و راه ترقّى و كمال را نشان دهند ؛ و گرنه چه نيازى به پيامبران بود ؟ خداوندِ زنده و موجود على الإطلاق ، پيوسته دانا و خبير و بصير و عليم بود ، و مردم بدون وساطت پيغمبران از او ، راه تكامل را مىيافتند و از راه اتّصال به باطن رفع مشكلات و موانع مىنمودند ، و از سعادت و شقاوت مىپرسيدند و خداوند عليم و